بچه ها شوهر من تو خونواده6نفری بزرگ شده و تک پسره از بچگیش لوس بار اوردنش ولی وقتی دیدن بد تربیتش کردن سعی کردن درست کنن اما بیشتر زدن خراب کردن بهش اینو یاد دادن که همه چی با پوله یادمه یبار وقتی پدرش پرید بهش اونم به پدرش گف از بچگیم چیکارکردین برام هاااان اونم گف همه چی داشتی هرچی خواستی بهرینشو خریدیم برات شوهرم گف شماهمع چیو پول میبینین آرزو ب دلمه یبار مادرم بگه بیا سرتو بزا رو پام یبار پدرم بگی بیا بریم دوتایی کوه یا بریم استخر اینا جیز زیادیه؟من استخر گفتم پول کردی تو حلقم گفتی خفه پول دادم مسافرت گفتم ماشین خریدی پول دادی گفتی برو مگه من قارچم که انگار از زمین دراومدم حسرت خیلی جیزارو ب دلم گذاشتین
البته مادرش از بچگی کارای بدشو بجای تنبیه لاپوشونی کرده گفته راحت باش من پشتتم حالا هم تو جمع دوس دارن عیب و ایراداشو بگن نمیدونم چرا خواهراش تعریف میکنن حتی شده ب دروغ اما پدر مادرش همیشه عیبشو میگن تو جمع خرابش میکنن منم دیوونه میشم
حالا شوهرم حس میکنم کمبود محبت داره درسته ها خیلی خونگرم و دلشم خیلی مهربونه خودش تو مخبت کردن کم نمیذاره اما دوس داره همه بهش مخبت زیادی بکنن.ازهمه تو همه مناسلت ها انتظار کادو و این چیزا داره واسه مناسبت های بقیه هم به زور من کادو میخرید اول ها ولی حالا دیگه عادتش دادم.خودم سعی میکنم خیلی محبت کنم بهش عشقمو بهش نشون بدم دوست داشتنمو ثابت کنم ولی باز حس میکنم کمبود داره چیکار کنم بهتر بشه