2777
2789
عنوان

مشورت

105 بازدید | 11 پست

سلام من رابطم با خانواده شوهرم خیلی خوب بود الانم بد نیست ولی خواهرشوهرم یه جورایی رابطه ما رو خراب کرده. حالا مشکل من اینجاست چهارشنبه میخوام برم شهرستان خونشون. اصلا دوست ندارم برم چون پسر منو میبینن زود ازم میگیرنش. همش میخوان پیش خودشون باشه. به دخترای خودش عمه جون میگن و پسر خودشون بابا جون اونوقت من براش مامان هستم. چجوری باهاشون برخورد کنم که حرص نخورم چون واقعا اعصابم خورد میشه

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

فقط میشه گفت حساسی

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت.گوشت بدن خود را میکند و به جوجه ها میداد.زمستان تمام شد و کلاغ مرد و جوجه ها نجات پیدا کردند و گفتند خوب شد مرد خسته شدیم از این غذای تکراری.
پدرشوهرم و مادرشوهرن به پسرم یاد میدن به دختراش بگه عمه جون به پسر خودش که شوهر منه بگه بابا جون اون ...

اینکه مهم نیست   خیلی عادیه 

شما هم حساس نباش  دو روزه چون از راه دور میای بچه رو دوس دارن میخوان بیشتر بغلشون باشه جداشون که نمیکنه  

تو خودت به بچت یاد بده بگه مامان جون 

خدایا شکرت. 
اینکه مهم نیست   خیلی عادیه  شما هم حساس نباش  دو روزه چون از راه دور میای بچه رو دو ...

آره نوه اولشونو خیلی هم دوسش دارن ولی نمیدونم چرا حرصم میگیره. بچه هم زیاد به من وابسته هست از همین اونا ناراحتن. مثلا از بقل من میگیذن بچه گریه میکنه فورا دورش میکنن هرچی هم گریه کنه اصلا به من نمیدن

آره خیلی حساسم و میدونم این بده نمیدونم چجوری باهاش مقابله کنم


عزیزم بچه بزرگ میشه خودش میفهمه هممممه این نسبتا رو ک کی خیلی مهمتره واسش.....لازم ب یاد دادن ب بچه  نیستچون بچه نمیمونه...برو دو روز بچرخ بچه رو هم بنداز سرشون من ک از خدامه با بچم بازی کنن مشعولش کنن بیرون ببرن منم راحت باشم

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت.گوشت بدن خود را میکند و به جوجه ها میداد.زمستان تمام شد و کلاغ مرد و جوجه ها نجات پیدا کردند و گفتند خوب شد مرد خسته شدیم از این غذای تکراری.
2790
2778
2791
2779
2792