این روزا دیگه دارم نابود میشم قرار بود 28ام همین ماه ازتد سه کلی ذوق و ...گفت نه ماه دیگه .بد جور خورده تو ذوقم دپرس دپرسم .خدا از خانوادش نگذره هر چی این مدت سختی کشیدم سرشون بیاد باباش اقلا ی سند نذاشت بیاد مرخصی .ی زن بینوا دو ماهه میرم کار خرجیم در میارم درئغ از ی کمک از طرف پدر مادرش