ما 9ماهه که عروسی کردیم و طبقه بالای پدرشوهرم اینا زندگی میکنیم.راه پلمون مشترکه و هر بار که رفت و آمد میکنیم یا مهمون برامون میاد مادر شوهرم درو باز میکنه که ببینه کیه یا ما کجا می ریم.شوهرم میگه خانوادم زیاد دخالت میکنه و نمیخوام اینجا بمونیم.میگه تا کی من باید مادرم از رفت و آمدم خبر داشته باشه.میگه بریم یه جای دیگه خونه بگیرم.
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
آخه میترسم مردم فکر کنن من شوهرم مجبور کنم بریم.در صورتی که خواسته خودشه.به شوهرم میگم باهاش حرف بزن بگو خوشم از این کارت نمیاد میگه اگه مامان منه که میدونم درست بشو نیست بعد از 45سال عمر