2777
2789
عنوان

داستان جدیدم

164 بازدید | 10 پست

سال ها پیش زمانی که پایم را در کوچه ی دانشگاه گذاشتم نردبانی بلند قامت را دیدم شاید قدش یه متر از من بلند تر بود  مردم با تعجب او را نگاه می کردن و به زور لبخندی که بیش تر لب هایشان کش می امد می زدند اما نردبان بیخیال بود گاهی وقتها می دیدم قلبش می شکند اما هیچ نمی گفت همیشه می خندید خنده های پر دردش را احساس می کردم گاهی اینقدر بابت نردبان ناراحت می شدم که خیره به افرادی که او را با ترحم نگاه می کرند می شدم تا از رو بروند.

اما جالب ترین انهامیشا بود دختر خجالتی که .. به هیچ کس نگاه نمی کرد اما آن چند روز خیره خیره به نردبان نگاه می کرد گمان می کردم عاشقش شده است  چون هرگاه مرا دست در دست نردبان می دید اشک در چشمانش جمع شد راستش هیچ وقت از نردبان نپرسیدم اسمت چیست من هم مثله همه به خاطر قد بلندش او را نردبان صدا می زدم بین خودمان بماند اما نردبان از همان اول هم نمیتوانست درست راه برود همیشه مجبور بودم او را هل دهم و یا دنبال خودم بکشانم او خانه هم نداشت چون شب ها را می دیدم که در دانشگاه می خوابد رو به نردبان گفتم:هی امم اسمت ؟؟چیه نردبان فقط برو بر مرا نگاه می کرد اگر زبانش را نمی دیدم گمان می کردم لال است همیشه من برایش حرف می زدم ,دردل می کردم, همیشه من او را به صرف شام دعوت می کردم و همیشه من..........

این بار هم مثله همیشه من ادامه دادم  نظرت راجب اسم نوید چیه ؟؟ هومم خوبه دوسش داری ؟؟

باز هم با سکوت جوابم را داداز دستش کلافه شدم تا کی قرار بود( همیشه من ) بودن ادامه پیدا کند همین طور که به سمت اتومبیلم میرفتم رو به نوید گفتم : امشب رو همین جا بخواب  تا زمانی که تصمیم نگیری درست شی شبها هم همین جا می مونی

و پایم را روی گاز, بدون توجه به نگاه خیره ی او گذاشتم.

روز بعد برف کل خیابان را بسته بود نگرانش شدم بعد از چند ساعت تاخیر که به دانشگاه رسیدم کل دانشگاه را دنبالش گشتم اما گویا اب شده بود و رفته بود توی زمین .

همان روز از بچه شنیدم که به هم می گفتند دیشب هیزم مشتی تمام شده بود پیر مرد تا صبح یخ می زد اگر.......

چند روزی گذشت دیگر نردبان با من نبود اما نگاه ترحم انگیز بچه ها هنوز احساس می کردم .

نظرتون؟؟

هیچی درست نمیشه... مگه اینکه بخوای درستش کنی

جالب بود خیلی. فقط جای علائم نگارشی خالی بود. گمان نمیکنم عمدی بوده باشه

دستگاه بادکش برقی برای بادکش‌درمانی، ماساژدرمانی، حجامت، تسکین دردهای عضلانی و کمردرد، لیفت، و فرم‌دهی به بدن.   راحت و سریع و بدون عوارض   . اطلاعات بیشتر و خرید از‌ باسلام (تاپیک آخرم)

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

غلط های املایی هم داره که برای کسی که علاقه مند به نوشتن هست نابخشودنیه.

«مثله» نادرسته

دستگاه بادکش برقی برای بادکش‌درمانی، ماساژدرمانی، حجامت، تسکین دردهای عضلانی و کمردرد، لیفت، و فرم‌دهی به بدن.   راحت و سریع و بدون عوارض   . اطلاعات بیشتر و خرید از‌ باسلام (تاپیک آخرم)

ببخشید عزیزم اصلا خوب نیست .چون اصلا محتوا نداشت.حتی گمراه کننده هم نبود.اموزنده هم نبود.وزیبایی نگارشی هم نداشت.خیلی خیلی ببخشید اینقدر رک گفتم ما نویسنده ها باید انتقاد پذیر باشیم😙ولی ولی سبک نوشتننت اینو میرسونه که بسیار هوش نویسندگی بالایی داریدکه قابل تامل هست.موفق باشی

ببخشید عزیزم اصلا خوب نیست .چون اصلا محتوا نداشت.حتی گمراه کننده هم نبود.اموزنده هم نبود.وزیبایی نگا ...

مرسی عزیز شما هم نویسنده ایی؟؟

هیچی درست نمیشه... مگه اینکه بخوای درستش کنی

نه عزیزم هیچکدوم برای دل خودم مینویسمو تا حالا همچاپشون نکردم از بچگی تقریبا ،ولی دیگه بعد از این همه سال خودمو یه نویسنده با تجربه میدونم😉.البته شاید بخوام به زودی یکی از نوشته هامو چاپ کنم.

نه عزیزم هیچکدوم برای دل خودم مینویسمو تا حالا همچاپشون نکردم از بچگی تقریبا ،ولی دیگه بعد از این هم ...

موافق باشی گلم 

هیچی درست نمیشه... مگه اینکه بخوای درستش کنی
2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز