2777
2789
عنوان

همسر شکاک

7446 بازدید | 35 پست

شوهرم جدیدا شکاک شده.

همش گوشیمو چک میکنه یا مثلا اگه یه نفر بهم زنگ بزنه و شماره اش نا شناس باشه اینقدر زنگ میزنه به اون شماره تا ته و توشو دراره.

یا مثلا چند وقت پیش خودش مسافرت بود من خونه ی مامانم اینا بودم خانواده ی عموم اومده بودن اونجا هی زنگ میزد میگفت پسر عموت الآن کجاست؟تو چه لباسی پوشیدی؟از اتاق بیرون نریا یا همش از این چیزا.

منم حرفاشو گوش میکردم ولی حس میکنم داره بدتر میشه.خودمم اصلا کاری نکردم که بخوام به شک بندازمش.به نظرم خودش داره یه کارایی میکنه همش به من گیر میده.چیکار کنم با این رفتاراش؟حرفم که بهش میزنم دعوا میشه 

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

اولش شکاک نبود ؟ 

نه اینجوری نبود.البته نه اینکه کلا کاری به کارم نداشته باشه و از کارا و برنامه هام خبر نداشته باشه ولی خب الآن خیلی بد شده.همش میخواد چکم کنه.هی یهو از سر کار زنگ میزنه که نکنه من بدون اطلاع بیرون رفته باشه مچمو بگیره.

پریشب که همسرم دعوام کرد  .بهم گفت چرا رفتیم خونه خالت ب پسرخالت نگاه کردی زل زدی؟😶😶😶😶

من‌ شاخ در اوردم. اصلا نفهمیدم کی نگاه کردم پسرخالمو. 

تازه پسرخالم ازم کوچیکه.  ینی ی قهری کرد بیا و ببین

من تجربه شخصی خودم رو از شوهر شکاک میگم. که اولش از تنها نرو بیرون تا نگاه به کسی نکن ، فامیلات رو نبین شروع شد رسید به جایی که میگفت، تو چرا هنرپیشه مرد سریال رو نگاه میکنی یا اگه نگاه فرش میکردم میگفت به کی فکر میکنی و در نهایت رسید به جایی که میگفت با دایی خودت رابطه داری چون اسم فروشگاه بابام هم اسم داییم بود. بماند به اینها فاکتور کتک زدن در حد مرگ و تحقیر رو هم اضافه کنید که نهایتا من طلاق گرفتم 

گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد
پریشب که همسرم دعوام کرد  .بهم گفت چرا رفتیم خونه خالت ب پسرخالت نگاه کردی زل زدی؟😶😶😶😶 من‌ ...

چنان اخمی کرده بود  توی مهمونی آبرومو برد. حالا نگو دردش این بود ک پسرخالمو نگا کرده بودم. 

شوهر منم جدیدا اینطوری شده.چند روز پیش رفته بودیم پارک من داشتم روبه رو رو نیگا میکردم سریع برگشت پش ...

دقیقا🤦🏻‍♀️شده توی رستورانی جایی پاشده جاشو با من عوض کرده که من رو به روی مردی نباشم یه وقت چشم مرده به من بیوفته🤦🏻‍♀️

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792