2777
2789
عنوان

همسر شکاک

7455 بازدید | 35 پست

شوهرم جدیدا شکاک شده.

همش گوشیمو چک میکنه یا مثلا اگه یه نفر بهم زنگ بزنه و شماره اش نا شناس باشه اینقدر زنگ میزنه به اون شماره تا ته و توشو دراره.

یا مثلا چند وقت پیش خودش مسافرت بود من خونه ی مامانم اینا بودم خانواده ی عموم اومده بودن اونجا هی زنگ میزد میگفت پسر عموت الآن کجاست؟تو چه لباسی پوشیدی؟از اتاق بیرون نریا یا همش از این چیزا.

منم حرفاشو گوش میکردم ولی حس میکنم داره بدتر میشه.خودمم اصلا کاری نکردم که بخوام به شک بندازمش.به نظرم خودش داره یه کارایی میکنه همش به من گیر میده.چیکار کنم با این رفتاراش؟حرفم که بهش میزنم دعوا میشه 

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

اولش شکاک نبود ؟ 

نه اینجوری نبود.البته نه اینکه کلا کاری به کارم نداشته باشه و از کارا و برنامه هام خبر نداشته باشه ولی خب الآن خیلی بد شده.همش میخواد چکم کنه.هی یهو از سر کار زنگ میزنه که نکنه من بدون اطلاع بیرون رفته باشه مچمو بگیره.

پریشب که همسرم دعوام کرد  .بهم گفت چرا رفتیم خونه خالت ب پسرخالت نگاه کردی زل زدی؟😶😶😶😶

من‌ شاخ در اوردم. اصلا نفهمیدم کی نگاه کردم پسرخالمو. 

تازه پسرخالم ازم کوچیکه.  ینی ی قهری کرد بیا و ببین

من تجربه شخصی خودم رو از شوهر شکاک میگم. که اولش از تنها نرو بیرون تا نگاه به کسی نکن ، فامیلات رو نبین شروع شد رسید به جایی که میگفت، تو چرا هنرپیشه مرد سریال رو نگاه میکنی یا اگه نگاه فرش میکردم میگفت به کی فکر میکنی و در نهایت رسید به جایی که میگفت با دایی خودت رابطه داری چون اسم فروشگاه بابام هم اسم داییم بود. بماند به اینها فاکتور کتک زدن در حد مرگ و تحقیر رو هم اضافه کنید که نهایتا من طلاق گرفتم 

گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد
پریشب که همسرم دعوام کرد  .بهم گفت چرا رفتیم خونه خالت ب پسرخالت نگاه کردی زل زدی؟😶😶😶😶 من‌ ...

چنان اخمی کرده بود  توی مهمونی آبرومو برد. حالا نگو دردش این بود ک پسرخالمو نگا کرده بودم. 

شوهر منم جدیدا اینطوری شده.چند روز پیش رفته بودیم پارک من داشتم روبه رو رو نیگا میکردم سریع برگشت پش ...

دقیقا🤦🏻‍♀️شده توی رستورانی جایی پاشده جاشو با من عوض کرده که من رو به روی مردی نباشم یه وقت چشم مرده به من بیوفته🤦🏻‍♀️

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز