منم همین فکرم خانوادش عروسیمون هزار تومنم کمک نکردن من خیلی کمکش کردم تموم طلاهامو فروختم بخاطرش حت ...
منم اوایل عروسی هی پول جمع میکردم بعد بهش میگفتم تشویقم میکرد میگفت مال خودت و از این حرفا ولی بعد یه مدت تا نیاز پیدا میکرد گولم میزد ازم میگرفت تصمیم گرفتم دیگه بهش نگم . هزارتا چیز تو فکر من هست که از نظر اون خرج اضافه هست منم باید خودم پول جمع کنم دوباره به فکر خواسته های اینطوریه آینده خودم و دخترم باشم چون نمیخوام به خاطر بچم برم سر کار .
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.