2777
2789
عنوان

رمان

135 بازدید | 8 پست

سلام به رمان بود 

که یه حاجی بود به پسر داشت که خیلی دوست دختر داشت اما جلو باباش ادای مذهبی در می آورد و با زن باباش که جوون بود رابطه داشت بعد یه دختر بود بزور میخواستن شوهرش بدن اومد التماس حاجی کرد کمکش کنه بعد حاجی قول یه ماشین به پسرش داد که بره دختره رو بگیره 

اگ اسمش و میدونید بگید لطفا

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

2790
2778
2791
2779
2792