من ی ادم جدی هستم ک گاهی شوخی میکنم سرجاش
ولی این کلا ی پسر شوخه
۴ ۵ بار جدی حرف میزدیم جدی بودا ولی گاهی یهو وسط حرفای جدی هم ی چرتو پرت با خنده میگه و بعد ادامه میده
و خیلی عاقلو با سیاست
تا چن روز بعد از چت فقط شوخی میکرد و سر ب سرم میذاشت و هی میگف ازت خوشم نمیاد فلان تا اینکه من ی دستی بهش زدم و اعتراف کرد ک دوستم داره
خلاصه خیلی حرفای محبت آمیز میگف
ولی ازونجایی ک من خیلی محتاطم و تو روش هم آوردم
گفتم ب حرف نیس ب عمله و من خیلی نمیتونم باور کنم
ولی کلا راجبه چیزای خانوادگی حرف میزنه و ی جوری ک مثلا حساس باشه و براش مهم باشه راجعبه پوششم نظر داد
گف کسی ک قصدش سواستفاده باشه لباس شلوارتو میگه کوتاه ترش کن
خلاصه دیشب بحث دوست دختر شد ک گف من قبلا دوس دختر داشتم ولی وضعم از خیلی پسرای دیگه بهتره و عاقلم و ولی رابطه جنسی نداشتم و الانم نزدیک ی ساله با کسی نیستم و..
بعد من ناراحت شدم اما اون داشت ادامه میداد
میخواستم بش بگم تو آب دیدی و لب تر نکردی؟
و الانم دو سه روزه ک خیلی بهم ابراز علاقه میکنه و جمله های قشنگ میشه دلی بازم من نمیتونم باور کنم حس میکنم هرچی ب بقیه میگفته ب منم میگه
بعد بش گفتم ک من ازون دخترا نیستم گف اگ واسه تخلیه جنسی یا روحی و سرگرمی میخواستم قطعا تورو انتخاب نمیکردم ک دختر داییمی
بعد دوباره گف من تورو واسه ازدواج میخوام و دیگه تا آخره چت ما راجعبه آشنایی بیشتر بود
و بهم گف نسبتا میشناسمت
تو فاز ازدواج نرو ک یهو خودت نباشی نقش بازی کنی
ولی کلا گف اگ تو این باشی واقعا من دوست دارم ولی تو باور نمیکنی و ب مرور میفهمی