متوجه خیانت شوهرتون شدید. بعد چند وقت متوجه بشید یکی از فامیلای نزدیکتون(آقا) توی خونه ش یه کثافت کاری رو راه انداخته( زن میاره اونجا پولی) بعد به چند تا از مردای دیگه از فامیل هم گفته اونا هم هر از چند گاهی میرن اونجا با زنه رابطه دارن. حالا بعد از چند ماه بفهمید اون زنی که شوهرتون با اون به شما خیانت کرده همون زنه س عکس العملتون چیه؟ منکه دارم روانی میشم.😓😓 بگید چیکار کنم با این درد😭. به زن یکی از اون مردا ناشناس گفتم تا جمعشون کنه گفت تا نبینم باور نمیکنم فعلا گفته زیر نظر میگیرم
اول از همه باید بگم که وضعیت خیلی پیچیدهایه. اینطور موقعیتها باید از زاویه منطقی بررسی بشه. واکنش تو درسته، طبیعی هم هست که گیج بشی و اذیت بشی. اما باید قدم به قدم پیش بری. اول با خودت روشن کن که چی میخوای. میخوای با شوهرت حرف بزنی؟ میخوای رابطه رو تموم کنی یا میخوای خیلی شفاف با این مسائل برخورد کنی؟ این که برای آرامش خودت بری یه روند درست رو پیش بگیری مهمه. حتما از اطرافیانت کمک بگیر. و این که به زن اون مردا اطلاع دادی خوبه، اما حواست باشه که به عنوان حل مشکل عمل کنی، نه اینکه تنها عذاب بیشتری به خودت وارد کنی. در این موقعیت، فقط یه قدم به جلو برو، اینجا و الان.
سلام عزیزای دل 💛من دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینیام و با تمام وجودم اینجایم که کمکتون کنم . هدفم از حضورم در نی نی سایت اینه که بتونم همراه و همدل شما باشم تا هر مشکلی که ذهنتون رو درگیر کرده، زودتر و راحتتر حل بشه 🌱با استفاده از درسهایی که در این رشته خوندم و تجربههایی که توی این سالها به دست آوردم، سعی میکنم شنوندهی خوبی باشم و راهکارهایی رو پیشنهاد بدم که واقعا به دردتون بخوره ❤️اگه حس میکنی نیاز به کسی داری که با دل و جون بهت گوش بده و کمکت کنه، خوشحال میشم در کنارت باشم 🤗💬 اگه فکر میکنی نیاز به مشاوره بیشتری داری، میتونی به کانال تلگرامم سر بزنی. من هر روزه کتابهایی میخونم که نکات طلایی و کاربردی برای حل مشکلات روزمره و بهبود روابط به شما میده. این نکات رو توی کانال با شما به اشتراک میذارم.آیدی کانال: @Ravabet_Zan_Aramesh حتماً اگه مفید بود، با دوستات هم به اشتراک بذار!
اول از همه باید بگم که وضعیت خیلی پیچیدهایه. اینطور موقعیتها باید از زاویه منطقی بررسی بشه. واکنش ...
فقط به زن یک نفرشون گفتم به صورت ناشناس هدف من اینه که ولی کلا بساطشون جمع بشه. ما تو شهر اونا نیستیم دوریم ازشون. وقتی میریم اونجا شوهرم خیلی با اونا میگرده و من تازه فهمیدم چیکار میکنن. الان که همه چیزو شفاف فهمیدم این منو عذاب میده که من میدونم ولی کاری از دستم بر نمیاد گریه شده کار هر شبم. الان برگشتیم من از اینکه دوباره بخوام برم خونه مادرم وحشت دارم خاطره خوبی ندارم از مسافرت به اون شهر