سلام خوبین من از کاربرای قدیمیم بیشتر تون رو میشناسم بعضیاتونم منو من ۲۲ سالمه ۱۴ سالگی ازدواج کردم مشکلات فروانی داشتم خیلی هاا شوهرم دست به زن داشت شدید و موقع دعوا دستش میلرزید من از اون دوران نامزدی میزد من با مادرشوهرم زندگی میکردم و واقعا کم تو دعوا بی تاثیر نبود یه زن فوق العاده مرموز مثلا دوست داشت شوهرم منو بزنه بعد اون بیاد طرف من و دایه شیرین تر از مادر بشه مثلا منو شوهرم حق نداشتیم با هم بخوابیم خالا بگذریم شوهرم خیلی دست به زن داشت ولی من دوسش داشتم و یه ترس خیلی زیاد ازش در حد لرزیدن گذشت تا سال پیش مادرشوهر فوت کرد اینم بگم شوهرم از اول شکاک بود ولی مثلا ۲ سال اول بعد بهتر شد یعنی من جایی نمیرفتم بست مینشستم خونه
نه موتلو تورک دئنه تورک قیزیام آتام بابک آنام توموروس
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من اصلا حسود نیستم نمیتونم حسودی کنم مثلا جاریم کلی طلا داره خونه خوشگل ولی خوب من حسودی نمیکنم چون ...
عزیزم لیاقت تو بیش از اینهاست. فقط شاید افسرده شدی و راه نجاتی برای خودت نمی بینی. برای همینه که اهمیتی حتی به مشکلاتت نمیدی.
ولی باور کن اینطوری نیست و ته همه تاریکی ها روشناییه. اگر ایمان داشته باشی به این، قوت و توان ویژه ای پیدا می کنی که کم کم بتونی مشکلاتت رو حل کنی و از این وضعیت بیای بیرون.