گریه میکرد ببرم مغازه هیچی پول نداشتم بچم فقط زارمیزدمجبورشدم ببرمش ولی پول نداشتممم مردم خریدمیکردن گریم میگرف
بچم همش خوراکیارونگامیکردنمیتونسم براش بگیرم همینجوری آوردمش خونه خابیدخودم گریم بندنمیاد ناهارشم برنج خالی دادم نمیخورد پرت میکرد گوشت میخام خیلی گریه کردم ازشوهرخاسم ماست بگیره براش سرم داد زد گف برنج نده ب این بچه
اشکام بندنمیاد شوهرم هیچی برامون نمیخره بعدرفت باخاهرش بیرون😭