امروز بعد کافه زنگ زد رفتم دیدمش میدونم اشتباه کردم ی حسی بهم میگفت داری اشتباه میکنی ولی نتونستم جلوی خودمو و قلبم رو بگیرم باهم چند ماهه تموم کردیم ولی انگار من نمیتونم قبول کنم اینو
رفتم رفتاراش رو دیدم حس میکنم از چشمم افتاد دیگه منی که تا یک ساعت پیش داشتم براش میمردم نمیدونم چرا دیگه بی حس شدم منی که شب و روز بخاطرش گریه کردم منی که همه چیزو اون میدونم دیگه سر شدم نسبت بهش
فک میکردم تا آخر عمرم عاشقش میمونم فک میکردم اون همه چیزمه ولی میبینم نه من فقد خودمو کوچیک کردم این مدت و
دیگه تموم شد
۱۴۰۳٫۱۱٫۱۹