سلام وقت بخیر اصل مطلب این هست که من تا به حال اصلا با کسی نبودم و اینجور چیزا رو نمیدونم ، اما تنها چیزی که میدونم اینه که یه حسی بین من و یک نفر هست که رفت و آمد خانوادگی داریم ، خیلی خیلی خیلی نجیب و باحیا حتی با مادرم هم صحبت کردم فعلا دانشجوی سال یازدهم هستم هدفم استاد دانشگاهی هستش ، نمیدونم واقعا ، پسری نیستم که بیرون در بیام و برم پی رفیق و این چیزا از راه مدرسه به خونه و بعد باشگاه و دوباره خونه تنها هم میرم میام اما نمیدونم این حس رو کجای دلم بزارم وقتی که میبینمش زندگیم بو و رنگ تازه ای میگیره من بچگی سختی داشتم استغفرالله بیشتر چیزا رو دیدم و درد کشیدم اما این حس رو تا به حال نداشتم و طبیعی نیست
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.