این زندگی چی داشت برای من جز عذاب و استرس و بدبختی 😔از همون هشت نه سالگیم همیشه تو خیالاتم یه مردی بود که با تمام وجود مراقبمه حمایتم میکنه بهم عشق میده اما دریغ از عمری ک رفت و هیچی عایدم نشد و یه بچه هم موند رو دستم بدون پدر ,یه پدر لا ابالی معتاد بی مسئولیت که شش سال خونمو تو شیشه کرد و آخرم ولش کردم رفتم،
چقدر دلم میخواست یک مرد هوامو داشته باشه،خسته شدم از دربه دری ،روحم از هم پاشیده و همیشه مضطربم