2777
2789
عنوان

بهش چی بگم

149 بازدید | 9 پست

عقدم 

برادر شوهرم از عمل اومده قراره شد ساعت ده شوهرم بیاد بریم بهش سر بزنیم من خونه خودمون شام خورده بودم نرفتم سر سفره ولی شام خوردن میوه خوردن ساعت شد ۱۱ و خوردی ای خواهر شوهرمینا رفتن تو حیاط بودیم به شوهرم گفتم ماعم بریم یه مدل از سر باز کنی گفت خب حالا میریم 

عادتشه بعدش درحالی که مادر شوهرمینا تو حال نشستن منو بکشونه تو اتاق 

منم گفتم اسماعیل تو اتاق نریماا برگشت سمتم با داد گفت گفتم نمیریم رفت تو 

خیلی ناراحت شدم ولی تو جمع به رو نیاوردم رفتم تو گوشی تا بیایم الان منو رسوند منم تو ماشین اصلا حرف نزدم باهاش هی شوخی موخی میکرد بدتر رو مخم میرفت 

الانم زنگ زد سرد جواب دادم ولی میخوام پیام بدم بفهمه ناراحتم چی بگم 

نلایک

اینکه تو ماشین حرف نزد درباره ی ناراحتیم یا پشت گوشی بخاطر اینه که خیلی زود گریم میگیره تمام مدتم بغض داشتم ولی مقاومت کردم گریه نکنم 

همین الانم دلم میخواد گریه کنم گلوم داره میترکه 🥺

نلایک

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792