هر موقع خدایی نکرده این افکار به سراغتون اومد از ۱۰۰ تا ۰ بشمارین ذهن حواسش پرت میشه و شروع میکنه به منطقی فکر کردن شب ها هم زود بخوابین هجوم این افکار شب ها زیاد تره
میشه برای درمان سرطان خونم یه صلوات بفرستی . من دانش اموز زرنگ کلاس بودم همیشه قوی ترین و مهربون ترین بودم💔 ولی الان شدم ضعیف ترین پسر شهر که داره رو تخت جون میده💔
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من بیمارم مشکل گوارشی دارم یه ادم بیمار که داره عذاب میکشه وارامش میخواد واون مادر ازش سلب میکنه باید به خودش بیاد طوری که دختراشو از خونه فراری میده فقط برای لینکه مادرش بهش توجه کنه الان مقصر منم اگر روزی مادر شدی یادت باشه این طرز فکرو اصلاح کنی
من بیمارم مشکل گوارشی دارم یه ادم بیمار که داره عذاب میکشه وارامش میخواد واون مادر ازش سلب میکنه بای ...
من یه مرد هستم. مادر نمیشم، ولی تو داری از خودت چهره ی یک آدم نیازمند معرفی میکنی و به قول استیون هاوکینز : آدمها به کسانی که همیشه نق میزنن دوست ندارن کمک کنن
من اویزون کسی نشدم از کسی هم محبت گدایی نکردم اصلا توذاتم نیست شما هم تو زندگی من نیستی نمیتونی قضاو ...
درستش همینه، برعکس من فکر میکنم تو خیلی هم قوی هستی ولی دوس داری صدات شنیده بشه. پر از حرفهای ناگفته ای اما نمیتونی اونو به هر کسی بگی. درواقع یک محرم اسرار در کنارت نیست. اما پیشنهاد من اینه بنویسی. شاید تو نویسنده ی بزرگی بشی.