بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
شاید نتونم دووم بیارم و جدا شم، ولی اون فکر نکنم دیگه بخاد با من باشه، مردا وقتی یه چیزی رو تموم میکنن، دیگه تموم شده باید دونست، چون راحت منو از خودش روند ،گفت اگه دوسم داری فراموشم کن
چرا فحش اخه؟؟من کنار اومدمدولی دوشب تاپیشواز مرگ رفتمصبح نوبت دکتر داشتم گفتن که فشارعصبی واسترس بود ...
عزیز دلم، خیلی سخته، اینجایی که من هستم حرف طلاق خیلی وحشت ناکه، بخاطر بچه هام و پدر و مادرم دارم ادامه میدم، انگار دارم جون میدم تو این زندگی، شاید بچه هام بزرگتر شدن درست بشه، اگه نشد، نمیخام دوران پیریم رو با اون بگذرونم، تنها با بچه هام ادامه میدم
دوستم دیشب نمیومد پیشم معلوم نبود چه بلایی سرم میومد، اومد نصیحتم کرد، گفت به خودت یه فرصت بده، زندگیت درست بشه، قرص افسردگی رو از دیشب شروع کردم، تا یه ماه فک کنم حالم افتضاح باشه
طلاق بگیرم، پشتوانه ندارم، بیشتر مشکلم با شوهرم اینه که هیچ وقت دوسش نداشتم، من اعتقاد به عشق دارم، ولی سنتی با هم ازدواج کردیم، فک کردم تو زندگی پیش میاد، بعدش گفتم بچه دار بشم حل میشه مشکلم، بعدش گفتم این دختر شد، پسردار بشم حله، ولی تا الان همینجوری بیتفاوتم نسبت به شوهرم، اونم خیلی اذیتم کرده تا الان که بی تأثیر نیست، اما یه ساله که بهتر شده، به گفته دوستم سعی دارم یه مدت منم تلاش کنم، خودمو بسپرم به خدا، بی سرو صدا به زندگیم ادامه بدم و عشق رو درونم خفه کنم
نتونستم تحمل کنم، دیروز بهش پیام دادم، بهم گفت خودم دارم عذاب میکشم، تو اینجوری نکن با خودت، ولی هیچ نگرانی تو پیاماش نبود، تراست باهاش حرف بزنم، فقط چندتا پیام جواب داد، بهش گفتم به خدا قسم نمیخام حتی تو ختمم هم بیای، امیدوارم یه روز بخاطر رفتاری که باهام داشتی ،ناراحت نشی، خدافظ برای همیشه
راستش حالم از صبح خوبه، داشتم میرفتم سر کار به جای اینکه آهنگ گوش کنم و به یاد اون باشم، کلی به خودم فوش دادم، که چقد احمقم، چقد گناهکارم، اشتباه پشت اشتباه، باید جبران کنم
تا ببینیم چی میشه و چی پیش میاد، ولی فقط از خدا میخام دیگه سرراهم فرارش نده، دیگه اتفاقی هم نبینمش، چون نمیدونم چیکار باید بکنم، شاید جلو همه زدم زیر گریه
خدارو شکر امروز بهش پیام ندادم، ولی خیلی سخت گذشت برام، تا الان حالم بد بود، از صبح هزار بار پروفایلش که عکس خودشه رو چک کردم، تو ماشین رفتنی و برگشتنی از سر کار هی باهاش حرف میزدم، هم به خودم هم به اون فوش میدادم، الان با دوستم چت کردم، حالمو پرسید، دستش درد نکنه، الان بهترم