بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
دیشب حالم خیلی بده بود، یکی از دوستای نزدیکم خوابم رو دیده بود، گفت میان پیشت، انگار میدونستم حالم بده، شب موند پیشم، همه چیو بهش گفتم، رازم رو فاش کردم، یکم آروم شدم، تا صبح باهام حرف زد و دلداریم داد
الان سر کارم، بهش پیام دادم، گفتم چکار کردی با منr ، منتظر جوابش نیستم، چون میدونم جواب نمیده، همه چی تموم شد، هیچ امیدی نیست، باید به خاطره هام بسپرمش، نمیدونم جزو خاطرات خوبم باشه ، یا خاطرات بد، میدونم اونم حالش بده، ولی جدایی تنها راه حل نبود
عزیزم من تو رو میشناسم، خیلی ناراحت شدم برات، فک کنم تا الان باهاش کنار اومدی، دختر قوی، من عشقم ممنوعه، بگم فوشم میدن، ولی اختیارش دست خودم نبود، نمیدونم چرا اینجوری شد