سلام.....نمیدونم از کجا شروع کنم. حس های مختلف زیادی دارم وقتی ترسام رو دارم پیش کسایی بازگو میکنم که از هرکجای ایران ممکنه باشن از هر سنی از هر جنسیتی....بیشتر برای دل خودم میخوام بنویسم.از اواسط تیر ماه سال 1402 شروع به درس خوندن کنکوری کردم...قبلش تا سال دهم که نمره هام افتضاح بودن( معدل 12) و افت شدیدی کردم تا وسطای دی سال تحصیلی یازدهم ، خودم رو بالا کشیدم معدلم نوزده شد. از اونجا که خیلی تشویق شدم توسط مدرسه و خونوادم ولی خودم میدونستم که کنکور این بچه بازیا نیست مثل درسای مدرسه نیست....ولی میدونستمم که من قویم.که اگر دیگران ده بار زمین بخورن و جا بزنن من یازده بار از زمین بلند میشم.چون یجورایی از ته دل میدونم که من مثل بقیه نیستم. سال دهم کم مونده بود به مواد بیوفتم هر هفته با ی پسر بیرون بودم و تا جاهای خیلی بدی پیش رفتم . خیلی بد. اما خود رو جمع کردم. گوشی رو کنار گذاشتم.الان حدود هشت ماهه سینگلم و اره واقعا سخت بود دل کنن از همه چیز. ولی تابستون 1402تا تونستم خوندم اولش نه منبعی داشتم نه کتابی داشتم ن میدونستم چیکار کنم مینشستم از گوگل شکلای کتاب درسی زیست رو نکته درمیاوردم و میکشیدم خودم قشنگ پنج ساعت برا دو تا شکل ناقابل وقت میزاشتم ریاضی که کلاس خصوصی میرفتم ولی نمیرفتم تست بزنم سر کلاس اونقدر جدی نبودم و برای شیمی از رو کتاب میخوندم واقعا هیچی نداشتم روز اولی که شروع کردم ولی رفتم پکیج گرفتم....مشکلم این بود مرور و تست و ازمون و تحلیل ازمون نداشتم .فقط میخوندم. از شب تا صب میخوندم تستاس همون پکیجایی رو که گرفته بودم میزدم کتاب تستی نداشتم.مهر شل کردم .پایه رو نصفه و نیمه رها کردم ...فقط 12 رو خوندم زیستش رو با تست میزدم و عمومی هام عالی بودن...اما بقیه تخصصی ها رو ول کردم. ازمون گزینه دو ثبت نام کرم ولی همش جا میموندم . حرف بقیه تاثیر گذار بود روم ...هرجور شده میخواستن بهم بگن که نمیتونم رته خوبی بیارم حسادت میکردن من یهویی انقدر پیشرفت کردم.مشاور درست درمونم که نداشتم چند جایی رفتم ولی نمیتونستم کنار بیام با مشاور زر زیاد میزدن....انقد روزای سختی رو گذروندم که تا صب بگم تموم نمیشه ولی خدا میدونه من چند بار رفتم سر ازمونا و ب خودم فحش میدادم خدا میدونی چند بار تو مدرسه بخاطر یه چند تا نمره کم گریه م گرفت و عر زدم.ساعت مطالعه ام تو پایزز چهار ساعت مفیدم نمیشد نمیدونم چم شده بود خیلی روزا گریه میکردم فک میکردم نمیرسم ولی همه امتحان همه درسا رو دی عالی دادم عمومیا همه 20 و تخصصیا فقط فیزیک از 18 پایینتر بود که بخاطر افسردگی چند روزم بود.با برنامه اییی که من الان چیدم روزی 15 ساعت میخونم....ازمون فردا رو نمیرم چون اماده نیستم. و هیچی بلد نیستم از بودجه بندیم .دلم برا خانوادمم میسوزه که کلی پول خرج ازمونم کردن ولی من همش رو بهشون برمیگردونم .از امروز ساعت شش عصر من استارت قوی خودم رو میزنم.من معجزه میکنم...و همه اونایی که گفتن نمیتونی که گفتن نمیشه باید بدونن که اونان نمیتونن.من اونا نیستم