پسر جوان و دنیایی ازابهامات ورازهای جدید همراه با سوالهایی که در ذهن او نقش میبندد . پسر جوان وخانواده ، پسر جوان و جامعه ، پسر جوان و سن بلوغ ، پسر جوان و مدرسه ، پسر جوان و خطرهایی که بر سر راه اوست . پس از دوران شیرین و پر از کنجکاوی و در عین حال سادگی پسر شما به مرحله نوجوانی میرسد . آرام آرام پشت لبهایش سیاه میشود ، قد میکشد ، صدایش رگ می اندازد همه با حلاوت به او نگاه میکنند و بعضی اوقات پچ پچ مکنند به رفتارش دقت کنید به حرفهایتان کمتر توجه میکند بیشتر دوست دارد تنها باشد میخواهد بزرگ شدنش را همه درک کنند از دنیای شما جدا میشود برخی بداخلاقتر و برخی دیگر اجتماعی تر میشوند شما ممکن است دنیای اورا درک کنید ، ممکن است اورا با نوجوانی خود مقایسه کنید .
متاسفانه برخی خانواده ها در این سن با نوجوان خود رفتار متعصبانه دارند میخواهند اورا تحت نظارت و کنترل خود قرار دهند بقدری احساس خطر وفوبیا ی نوجوانی آنها را آزار میدهد که نا خواسته به فرزند خود آسیب روحی میرسانند یادمان باشد او حالا احساس بزرگی میکند ممکن است امرو نهی کردن شما باعث آزردگی خاطرش شود بخصوص در جمع و با تغییر در دنیای جدید دنیای اینترنت ومجازی بپذیریم که از او عقبتر هستیم اگر او این مورد را به رخ ما کشید عصبانی نشویم او در ارگانیسم بدنش با تغییراتی مواجه میشود که کنجکاویش را بر می انگیزد هنگام تنهایی اش نا بهنگام وارد خلوت او نشویم به دلیل تغییرات هورمونی عصبیست اورا درک کنیم نمیخواهد کنترل شود با او با منطق و آرامش صحبت کنیم غیر مستقیم اورا با خطراتی که ممکن است بر سر راهش باشد آشنا کنیم