انقدر گرفتار مریضی بابا و دوری همایون بودم که یادم نمیاد اولین روزای عید بودم!!! تپش قلب گرفتم...پرستار دستمو گرفت و گفت:آروم باش چی شد بهت؟...به زور نفس میکشیدم انگار روحم داشت از تنم جدا میشد.دکتر اومد بالا سرم و گفت:آروم باش چی شد مگه؟بهش یدونه مسکن بزن...مانع شدم و گفتم:یعنی چی؟من کی عادت ماهانه شدم؟دکتر خندید و گفت:از من میپرسی؟من از کجا بدونم دخترم جواب آزمایشات بیاد معلوم میشه که احتمال من درسته یا نه!؟!
همایون از پشت سرش گفت: چه احتمالی دکتر؟
دکتر به طرفش چرخید و گفت:چه نسبتی با هم دارید؟همایون ابمیوه و کیک رو بغل تخت گذاشت و خواست چیزی بگه که من گفتم:همایون خان همسرمه..دکتر پوفی کرد و گفت:احتمالا خانمت بارداره اولین بچتونه؟همایون نمیدونست بخنده یا تعجب کنه دستی تو موهاش برد و بین خنده اش گفت :بارداره؟ چند وقته؟
دکتر دستی رو شونه همایون گذاشت و گفت:من احتمال میدم تا جواب ازمایش نیاد مطمین نیستم بعدشم باید دکتر زنان ببیندش و بگه من دکتر عمومی ام نمیدونم...دکتر بهم نگاهی کرد و گفت:تا جواب بیاد بهش آبمیوه بده ضعف داره بهتر میشه من نمیتونم بهش دارو بدم اگه باردار باشه..اون همش یه احتمال شیرین بود..دکتر و پرستار که رفتن همایون روی تخت نشست و بهم خیره شد داشتم از هیجان و خجالت آب میشدم..انگار گر گرفته بودم دستشو زیر چونه ام گذاشت و سرمو بالا گرفت و گفت:اختر یعنی میشه؟اول که دیدمت گفتم چقدر تو نبود من بهت خوش گذشته که انقدر چاق شدی نگو تو حامله ای؟اون حالت تهوع ها سرگیجه ها..سری تکون دادم و گفتم:ولی تا امروز حالت تهوع نبود..فقط میل به خوردن داشتم از هیچی سیر نمیشدم..دستامو بوسید و گفت:چه احتمال درست باشه چه غلط من یه ثانیه هم دیگه ولت نمیکنم حتی اگه نخوای به زور نگهت میدارم.. انگار داغ بابا یادم رفته بود یه حس غیر قابل توصیف داشتم فقط دلم میخواست خواب نباشه و حقیقت باشه..همایون به زور بهم ابمیوه داد حالم بهتر شده بود..دست همایون بین دستم بود و ول نمیکردم سرمم تموم شده بود و منتظر جواب دکتر بودیم..پرستار اومد سرمم رو جدا کرد و گفت:برید اتاق دکتر اینجا نمیان جواب آزمایشاتون اونجاست..مسیری نبود ولی پاهام میلرزید، اون روز بدترین روز عمرم بود که پدرم تکیه گاهم فوت شد و همون روز تبدیل شد به قشنگترین و خاص ترین و بهترین روز من..دکتر با دیدنمون لبخندی زد که هنوزم چهره اش تو خاطرم و گفت:مبارک باشه حدسم درست بود خانم شما بارداره تو اولین فرصت برید پیش یه ماما تا کارهای لازمتون رو انجام بده من دیگه نمیتونم بهتون دارویی بدم..اینم جواب آزمایشات...