2777
2789
عنوان

دیت سمی

| مشاهده متن کامل بحث + 3114 بازدید | 107 پست

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

من اولش استرس دارم بعدش به کتفمم نیست انگار 10ساله اینکارم حالا بیا به طرف ثابت کن تجربت کمه😂

یاد اون دیالوگ از فیلم لئون افتادم که لئون به ماتیلدا گفت: تو به زمان نیاز داری تا یک کمی بزرگ بشی! ماتیلدا گفت: من دیگه بزرگ شدنم تموم شده؛ بعد از این فقط سنم زیاد میشه..🏵️
من فک میکنم شاید اصلا یارو زن داشت چون کاملا تیپش مردونه بود

همون 

فامیلای زنشو دیده

درمان تضمینی بواسیر یا همورویید،سه روز.    روزی سه بار.     به مدت 20تا 30دقیقه.       توی تشت آب گرم بشینید   گره ها باز میشن وخون از گره خارج میشه     هرکی به دردش خورد 10تا صلوات بفرسته برای سلامتی و ظهور امام زمان.           خدا به شیطان گفت به آدم سجده کن ،شیطان گفت سجده نمیکنم ولی یجوری عبادتت میکنم که هیچ موجودی قبل و بعد من اونجوری عبادتت نکرده باشن.  ،خدا گفت نه من اینجوری میخوام میخوام تو منو طبق اراده و خواست خودم اینجوری عبادت کنی نه اونجوری که خودت میخوای......شیطان قبول نکردو رانده شد .....الان هم همون شگردو به کار میبره،خدا ۱۲۴ هزار پیامبرو فرستاد آخرم پیامبر مارو وقرآن و قشنگ فهموند که از ما چجور عبادتی و میخواد .....نماز بخونید روزه بگیرید باحجاب باشید و ......اما بازم بعضیا میگن دلت پاک باشه بسه ...دل پاک به چه دردی میخوره خدارو اونجور که خودش میخواد عبادت نکنیم!!!!!!!.            آیت الله بهجت میگه دنیا خانه ی بلاست...........         چه توقعاتی از خونه ی بلا دارید     
دقیقا  اصلن یادش میوفتم  میخام برم تو افق محو شم

ما چون دانشگاهمون شهرستان بود ازاین کارا زیاد داشتیم
یه اکیپ هفت تایی بودیم با دو تا پسر آشنا شدیم
گفتن بیاید بریم سفره خونه
دو تا ماشین آوردم ما نشستیم تو ماشین هممونم اسمامونو دروغ گفته بودیم بهشون
بماند که تا دهن باز میکردیم اسم واقعی یکیمونو لو میدادم
رفتیم نشستیم تو سفره خونه پسرا گفتن نهار سفارش بدید ماها گیییییر دادیم که نه بابا ما غذا دااااریم
از خونه نهار میبردیم تو کیفمون ظرف غذا داشتیم  
خلاصه که از اونا اصرار و از ما انکار
آخرشم دوتا یکی غذا سفارش دادیم که اونا خیلی تو خرج نیوفتن  

2790
2778
2791
2779
2792