آقا من خیلی دهن لقم .حرف تو دهنم نمیمونه.خیلی هم از این ویژگی بدم میاد .بابامم مثل منه.ولی مامانم خیلی عاقله.کسی ازم چیزی بپرسه از اول تا اخر تعریف میکنم بعد از کارم حرصم میگیره.هی به خودم میگم دیگه تکرار نمیکنم.ولی وقتی تو موقعیتشم متوجه نمیشم.الان یه اختلافی تو خونمون افتاده داداشم گفته به کسی نگو ولی من یهو نشستم به شوهرم و خواهرشوهرم تعریف کردم.خواهر شوهرمم خیلی فضوله هی سوال میپرسه منم اون لحظه فکر میکردم بالاخره چیزیه که همه قراره بدونن اول و آخر.بخاطر همین اون لحظه ک تعریف میکردم اصلا متوجه نشدم نباید بگم.الان حرص میخورم کاش حداقل اون نره جایی تعریف کنه.خوش بحال آدمای دهن قرص مثل شوهرم
😂😂😂😂پس واقعا مقصر خودتی ببین ب این فکر کن اگه بگی چیزی از دردات کم نمیشه میرن میگن مشگلت دوبرابر میشه،، دیگه دلت نمیخواد بگی ی هفته ب خودت اجازه نده ک همه چیو بگی ی هفترو خودتا مجبور کن کم حرف بزنی پیش کسی چون هرچی کم حرف بزنی اشتباهشم کمه من اینجوریم همه میگن لال ب من 😂
انقد حرص میخورم از دست خودم .قبلا از دست بابام حرص میخوردیم که چرا حرف خونه رو میبره بیرون الان خودم ...
وای خیلی بده اینجوری کافیه یه ادم حسود باشه از حرفاتون سواستفاده کنه و کل زندگیتون رو بریزه بهم، من تجربه اش رو داشتم البته من خودم دهنم قرصه یکی دیگه دهن لقی کرده بود، یعنی کلا یجوریم یکی یه چیزی میگه یادم میره چه بود چی شد اینم بی تاثیر نیست😂
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
چند بار که زخم خورده شدی تجربه میشه برات به کسی چیزی نگی
منم یه جاری دارم هر چی میشه میاد به ما و خونواده ی همسرم میگه مثلا از اتفاقایی که تو خونه ی مامانش میفته یا جریان محرمانه ی خواهرش یا دعواهای داداش و زن داداشش همه رو تعریف میکنه ما قبلنا یه حساب دیگه رو خونوادش باز کرده بودیم الان که این همه چیو گفته نظر همه عوض شده و دیگه کسی جاریمو تحویل نمیگیره
دقیقا چوبشم خوردما ولی اون لحظه فکر میکنم خب این حرف که چیزی نیست بزار تعریف کنم.خدا بهم رحم کرده خج ...
یه بنده خدایی میگفت یه ظرب المثل محلی دارن که معنیش اینه : «مگس فقط توی دهنی که باز باشه میتونه بره ». میگفت هر وقت میخوام حرفی بزنم این جمله میاد توی ذهنم ، برای همین اول همیشه فکر میکنم بعد حرف میزنم
وقتی یه بچه داره راه رفتن رو یاد میگیره و دائم زمین می خوره ، هیچ وقت با خودش نمیگه که شاید من برای اینکار ساخته نشدم