بعد خانوم پرستار سرنگ یکم رفت تو دستش .سرنگ رو اوم. مایع ها رو گذاشت داخلش بعد سرش رو دراورد گفت رفته تو دستم عوضش کرد زد به من.احتمال ایدز هست؟
برای گم شدن همیشه نباید توی کوچه پس کوچه های غربت باشی گاهی وقت ها توی اتاق خودت! میان تک تک خاطراتت گم میشی! اون وقت باید خیلی به عقب برگردی تا خودت رو پیدا کنی...
نه بابا سر سرنگو عوض کرده،بعدم مگه رفته تو رگش و آسپیره کرده بالا که میترسی خون رفته باشه تو مایع!!ن ...
دیدک فقط تو نوک دستش خورد.بعد اخرش خون زد بیرون
برای گم شدن همیشه نباید توی کوچه پس کوچه های غربت باشی گاهی وقت ها توی اتاق خودت! میان تک تک خاطراتت گم میشی! اون وقت باید خیلی به عقب برگردی تا خودت رو پیدا کنی...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
برای گم شدن همیشه نباید توی کوچه پس کوچه های غربت باشی گاهی وقت ها توی اتاق خودت! میان تک تک خاطراتت گم میشی! اون وقت باید خیلی به عقب برگردی تا خودت رو پیدا کنی...
خب سوزن رو عوض گرده دیگه. دور ناف میزنی؟ اگه آره تو خونه بزن راحته.
اره عوض کرده ولی جوریکه ایشون نوشت انگار اول سوزن رفته تو دست پرستار بعد پرستار امپولو کشیده ینی داخل مایع کرده پیستونو کشیده و بعددددد یادش افتاده باید سرنگو عوض کنه. باید قبل کشیدن مایع عوض میکرد. وقتی با سهمیه پرستاری قبول شی همینه منم رفتم آمپول بزنم امپولو زد دیدم دردم نیومد وقتی داشت درمیاورد کل امپولو ریخت بیرون 😏😏انسانیت دیگه مرده فقط پول 💸 فقط این براشون مهمه
میدونم میگم که نه عزیزم چیزی نیست،من خودم کارم اینه،خیالت راحت
گلم یعنی این حالت ممکن نیست ؟
چون همون ثانیه سر یرنگو عوض نکرد باهاش مایع ها رو گذاشت داخل موقع تزریق عوض کرد
برای گم شدن همیشه نباید توی کوچه پس کوچه های غربت باشی گاهی وقت ها توی اتاق خودت! میان تک تک خاطراتت گم میشی! اون وقت باید خیلی به عقب برگردی تا خودت رو پیدا کنی...
اره عوض کرده ولی جوریکه ایشون نوشت انگار اول سوزن رفته تو دست پرستار بعد پرستار امپولو کشیده ینی داخ ...
دقیقا همینطوره.اومد باهاش مایع رو کشید بعد عوض کرد
برای گم شدن همیشه نباید توی کوچه پس کوچه های غربت باشی گاهی وقت ها توی اتاق خودت! میان تک تک خاطراتت گم میشی! اون وقت باید خیلی به عقب برگردی تا خودت رو پیدا کنی...
برای گم شدن همیشه نباید توی کوچه پس کوچه های غربت باشی گاهی وقت ها توی اتاق خودت! میان تک تک خاطراتت گم میشی! اون وقت باید خیلی به عقب برگردی تا خودت رو پیدا کنی...
به شوهرمم میگم ...میگه امکان نداره چون سرنگوعوض کرد😭 ولی خب لاهاش مایع رو کشید بالا ....چه فرقی داره انگار سرنگو عوض نکرده
برای گم شدن همیشه نباید توی کوچه پس کوچه های غربت باشی گاهی وقت ها توی اتاق خودت! میان تک تک خاطراتت گم میشی! اون وقت باید خیلی به عقب برگردی تا خودت رو پیدا کنی...
اخه ایدز ی ویروسه که تو همه پیدا نمیشه هرچند نمیشه تشخیص داد کی ناقله کی نه انشالا که چیزی نیس بد ب ...
خداکنه اینجور باشه.
ولی من انقدر بدشانسم 😢
ولی نمیدونم اینجوری اصلا امکان انتقال هست؟
برای گم شدن همیشه نباید توی کوچه پس کوچه های غربت باشی گاهی وقت ها توی اتاق خودت! میان تک تک خاطراتت گم میشی! اون وقت باید خیلی به عقب برگردی تا خودت رو پیدا کنی...
برای گم شدن همیشه نباید توی کوچه پس کوچه های غربت باشی گاهی وقت ها توی اتاق خودت! میان تک تک خاطراتت گم میشی! اون وقت باید خیلی به عقب برگردی تا خودت رو پیدا کنی...
برای گم شدن همیشه نباید توی کوچه پس کوچه های غربت باشی گاهی وقت ها توی اتاق خودت! میان تک تک خاطراتت گم میشی! اون وقت باید خیلی به عقب برگردی تا خودت رو پیدا کنی...
گلم یعنی این حالت ممکن نیست ؟ چون همون ثانیه سر یرنگو عوض نکرد باهاش مایع ها رو گذاشت داخل موقع تزر ...
آهااااااا!یعنی بعد اینکه سرسرنگ رفت تو دستش مایع تو شیشه روکشید بالا بعد عوض کرد!!!خب عزیزم شما باید بهش اعتراض میکردی!البتهذمنظورم این نیست که بخوای بترسی،احتمالا چیز خاصی نشده بود و عمقی فرو نرفته بود که خون بیاد،میدونسته پاکه اما چون وظیفشه تو چنین شرایطی عوض کنه عوض کرده که بقول معروف جای اعتراض باقی نمونه