2777

قسمت_چهارم #

برای هشتگ "قسمت_چهارم" 2 مورد یافت شد.

قسمت_چهارم#  

میدونم خیلی اشتباه کرده بودم ولی چاره ای نداشتم،
اصلا زندگی من از موقعی که شوهرم فوت کرد از این رو به اون رو شد.
چقدر خوشبخت بودیم چقدر راحت داشتیم زندگیمون رو میکردیم، تازه بچه هامون یه کم بزرگ شده بودند من عصرها که از مدرسه میومدم میرفتم آموزشگاه. شوهرم هم که از مدرسه برمیگشت مغازه ی پایین رو باز میکرد،
چقدر آسایش داشتم من، دخترای نازم، آیسان و آیناز قشنگم، چقد دور بودند از من، بیچاره بچه هام،  بزرگ که شدند به من چی خواهند گفت؟!

چرا یه دفعه زندگیمون از هم‌پاشید؟ آخه چرا اینطوری شد؟؟ انقد این سوال ها رو تکرار کرده بودم دیگه مغزم هنگ میکرد...


- چی شده مریم؟ قربونت برم!
رضا بود . خم شد دستش رو گذاشت روی دستم.
تو این چند روزی که شناختمش و تو این ۱۷ روزی که عقد کرده بودیم هرازگاهی اینطوری غافلگیرم میکرد . ناگهانی یه چیزی میگفت یا یه کاری میکرد، دروغ نگم منم خیلی خوشم میومد.اصلا قند تو دلم آب میشد. نمیدونم ما زنها چرا اینقد دیوونه ی توجه مردا هستیم.

البته من تو رابطه ی قبلی هم ناموفق نبودم، ما خوشبخت بودیم و من عقده ای نبودم، ولی رضا یه جور دیگه ای بود ، اصلا اینطور رفتار هایی فکر کنم مختص رضا بود!

قسمت_چهارم#  


حین تحریک یه چیزی توجه خانم صابریانو جلب کرد. یه حائلی وسط دهانه رحمم بود که به دو قسمت تقسیمش کرده بود.

اقا ما دو بار سر معاینه تا مرز سکته رفتیم سر این.

خانم صابریان گفتن تا به حال همچین موردی رو‌ندیده بودم.


خلاصه اذانو گفتن و من و آقا هادی از مطب به سمت مسجد حرکت کردیم اونجا هم بعد نماز، دعا خوندم و سوره قدر (اقا فکر کنم کل خاطره‌م محوریتش سوره قدر باشه)


خوبیش این بود مسیر مسجد، یه‌مقدار سربالایی داشت. یه ذره خیلی کوچیک دردایی حس میکردم. رسیدیم مطب و یه بار دیگه تحریک که این بار خونابه جاری شد‌. اهان هر دفه ضربان قلب بچه‌ هم‌ چک‌ میشد و خانم صابریان میگفتن. عالیه صدا قلبش و من‌روحیه میگرفتم.


ولی هنوز پیشرفت خاصی نداشتم.

تقریبا از ساعتای ۷ شب، دردای پراکنده شروع شد.

منم‌ همچنان همونجا قر کمر و ‌اسکات و درجا زدن و... داشتم.


سرتونو درد نیارم. شد ساعت ۱۰. دردام با شیب خیلیییی ملایم داشت اضافه میشد. عین‌ زایمان قبلم. زمان هم‌به سرعت میگذشت و من ‌بهرحال میترسیدم نکنه بچه به خشکی بیفته. اگر خانم صابریان‌ اون قدر با ارامش تاکید نمیکردن اگر صدا قلبش خوب باشه تا دو روز وقت داری ، شاید من زودتر سز شده بودم رفته بود

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز