1168
جملاتی که پدر نباید آنها را به یک مادر جدید بگوید

جملاتی که پدر نباید آنها را به یک مادر جدید بگوید

1394/05/06 بازدید3236

 

کسانیکه به تازگی پدر شده اند، بهتر است بدانند مسائلی در خصوص مادر نوزادشان وجود دارد که باید از آنها آگاهی داشته باشند. تغییرات هورمونی، عدم اعتماد به نفس در تواناییهایی که یک مادر باید داشته باشد و محرومیت از خواب خوب و کامل، منجر به تغییراتی در رفتار همسر شما می شود و باعث می شود تغییراتی را در خلق و خوی او بوجود بیاورد.
 
 
بنابراین، تازمانیکه احساسات و رفتار او به زمان قبل از بارداری برگردد و به همان عشق قدمی شما تبدیل شود، از گفتن این جملات به او خودداری کنید:
 
1-چرا نباید بگویید " نمی توانی بچه را ساکت کنی؟"
آنچه مادر به احتمال زیاد فکر می کند : تو نمی توانی؟ مگر این بچه تو هم نیست. به جای این جمله، چرا به جای این جمله به او پیشنهاد کمک نمی کنید و سعی نمی کنید که گریه نوزاد تان را آرام کنید اگر تصور می کنید کار آسانی است. 
 
2-چرا نباید بگویید " امشب من خیلی خسته هستم و نمی توانم به تو کمک کنم"
آنچه مادر به احتمال زیاد فکر می کند : من از صبح تا الان در حال شیر دادن به بچه، عوض کردن پوشک او، آرام کردن و خواباندنش بودم و امیدوار بودم به لحظه ای که تو از در می رسی و در نگهداری او به من کمک می کنی. من هم به استراحت نیاز دارم. نیاز دارم تا حداقل به مدت 10 دقیقه به حمام بروم. نیاز دارم تا احساس کنم که دوباره خودم هستم. بنابراین لطفا بچه را نگه دار.
 
3-چرا نباید بگویید " بازی کردن با نوزاد در طول روز باید زیبا باشه  "
آنچه مادر به احتمال زیاد فکر می کند: بله این زیبا است. من عاشق اوهستم اما بهتر است بدانی که کار خیلی سختی است. من فقط با او بازی نمی کنم. از او مراقبت می کنم. نیازهای ضروریش را برطرف می کنم. به او غذا می دهم، ترو خشکش می کنم، آرامش می کنم، آروغش را برطرف می کنم، او را در آغوش میگیرم، با او صحبت می کنم و او را می خوابانم. من معلم، پرستار ، بهترین دوست و محافظ او هستم. این زیبا است اما خیلی خسته کننده است.
 
4-چرا نباید بگویید" چرا بهش شیر خشک نمی دهیم؟"
آنچه به احتمال زیاد مادر تصور می کند: نکند فکر می کنی بهتر از من به فکر بچه هستی که این پیشنهاد را می دهید. اما اینطور نیست. تو از احساس من در خصوص شیر دادن به بچه حمایت نکردی اما من می خواهم شیر خودم را به او بدهم مطمئن باش که این کار سختیه. این کار درچند هفته اول واقعا به من صدمه میزنه و  اینکه شیر دادن در طول شب خیلی من را اذیت میکند اما این به این معنا نیست که من دوست ندارم دیگر به او شیر بدهم.
 
به جای اینکه شیشه شیر را هر بار که من در هنگام شیر دادن، شکایت می کنم مقابل صورت من تکان بدهی،  راهی را پیدا کن که به من در هنگام شیر دادن کمک کند. اگر من از درد سینه هایم شکایت میکنم، برای چند دقیقه بچه را بگیر تا من به حمام بروم کمی بدن خود را در وان آب خیس کنم. این کار به کاهش درد سینه های م کمک می کند. اگر من خسته هستم، دلیلش این است که تمام شب را بیدار ماندم. بنابراین بچه را بگیر تا من کمی استراحت کنم.
 
5-چرا نباید بگویید " تمام طول روز چه کار می کنید"
آنچه به احتمال زیاد مادر تصور می کند: اوه چه سوال هوشمندانه ای؟! سپاسگزارم از اینکه تا این اندازه برای من ارزش قائل هستی. فراموش کرده بودم زمانیکه من به مدت 1 ساعت در حمام بودم درحالیکه تو داشتی بچه را آرام میکردی،به او شیر می دادی، آروغش را می گرفتی و پوشکش را تعویض می کردی. 
 
6-چرا نباید بگویید" مادر من فکر می کنه...."
آنچه به احتمال زیاد مادرتصور می کند: دوست ندارم سوء تفاهم بوجود بیاید اما وافعا برای من مهم نیست که مادر تو چه فکری میکند. من نمی توانم از حالات چهره متوجه بشوم که او تصور می کند تمام کارهایی که من انجام می دهم اشتباه است. برای من مهم نیست. او بچه های خودش را بزرگ کرده است و حالا نوبت ما است که بچه خودمان را بزرگ کنیم.
 
7-چرا نباید بگویید " پس کی می خوای وزن خودت رو کم کنی" 
آنچه به احتمال زیاد مادر تصور می کند: من موفق شدم نوزادمون رو سالم به دنیا بیاورم و به خوبی این کار را انجام دادم. باید مدتی صبر کنم تا رحمم به اندازه قبلی خود برگردد . به هرحال متشکرم از  سوالی که پرسیدی و از اعتماد به نفسی که به من می دهید. آگاهی پیدا کردم که متوجه تغییرات بدن شدی؟ ترکهای بارداری روی شکمم هم دیدی؟
 
8-چرا نباید بگویید" کارهایی که انجام می دهید خیلی سخته؟"
آنچه به احتمال زیاد مادر تصور می کند: احساس می کنم داری با من شوخی می کنی. بله درسته. شما تمام مدت روز بیرون از منزل کار می کنید و من تمام روز با یک لیوان آبمیوه روی کاناپه نشسته ام و بچه هم روی سینه ام خوابیده است. اما پنج دقیقه قبل مشغول تمیز کردن لباسهای کثیف او بودم، پوشک کثیف او را تعویض می کردم و به او شیر می دادم و تلاش میکرم تا او را بخوابانم. چیزی که در حال حاضر می بینی اولین فرصتی است که من برای نشستن بدست آورده ام.  بنابراین خواهش میکنم این سوال خنده آور را از من نپرس. من آنقدر خسته هستم که حتی به این شوخی هم نمی توانم بخندم.
 
 
درسته اینها جملاتی هستند که شما پدران جدید به خود اجازه می دهید و به همسر خود می گویید اما از عواقب آن آگاهی ندارید. در عوض این جملات به او بگویید که چقدر مادر خوبی است و چه کار بزرگی را انجام می دهد و بچه شما چقدر خوشبخت است که همچین مادری دارد. لطفا این جملات را به او بگویید. او آنقدر خسته است که حتی نمی تواند آنها را بشنود.
 
تحریریه نی نی سایت

ارسال نظر شما

login captcha
سلام،شوهرمن اصلا درکم نمیکنه،همش میگه چیکارمیکنی با این بچه ک میگی خسته شدم،چون درطول روز خونه نیست ک ببینه من چقد بادخترم ک یه سالشه کبنجار میرم،سر غذاخوردن،نظافتش،داروخوردن و.... خیلی ناراحتم،چکارکنم؟؟؟چطوری باهاش رفتارکنم اصلانم بهم کمک نمیکنه
عجب .. بسیار عالی
1066
1133