چطور با خودمان قرار دو نفره بگذاریم/ راه هایی برای لذت از تنهایی
نی نی سایت: شده یک روز همه کارهایتان را انجام داده باشید، خانه ساکت شده باشد و ناگهان احساس کنید حوصله هیچچیز را ندارید؟ نه دلتان میخواهد بخوابید، نه فیلم ببینید و نه حتی گوشی را کنار بگذارید. سریع سراغ اینستاگرام میروید، به کسی پیام میدهید یا دنبال بهانهای میگردید که از خانه بیرون بروید.
خیلی وقتها چیزی که اذیتمان میکند خودِ تنها بودن نیست؛ حسی است که وقتی تنها میشویم سراغمان میآید.
ممکن است بین آدمهای زیادی باشیم و باز هم احساس کنیم هیچکس واقعاً حواسش به ما نیست. از آن طرف، ممکن است یک عصر کامل را تنها باشیم و اتفاقاً حسابی به خودمان خوش بگذرد.
تنها بودن یک مهارت است؛ چیزی که میشود کمکم یادش گرفت. لازم نیست از همان اول عاشق تنهایی شوید. کافی است یاد بگیرید از زمانی که با خودتان هستید، کمی بیشتر لذت ببرید.
تنهایی با تنها بودن فرق دارد
اول از همه باید این دو تا را از هم جدا کنیم.
وقتی میگوییم «تنها هستم»، ممکن است فقط منظورمان این باشد که کسی کنارمان نیست. اما «احساس تنهایی» چیز دیگری است؛ همان حسی که ممکن است حتی وسط یک مهمانی شلوغ هم داشته باشیم.
مثلاً ممکن است تمام روز سر کار باشیم، با همکارها حرف بزنیم، بعد هم با دوستانمان قرار داشته باشیم، اما شب که به خانه میرسیم باز احساس کنیم کسی ما را نمیفهمد.
در مقابل، شاید یک روز تعطیل را تنها در خانه بگذرانیم، برای خودمان غذا درست کنیم، فیلم ببینیم و آخر شب بگوییم: «چه روز خوبی بود!»
پس قرار نیست از خودمان بخواهیم تنهایی را دوست داشته باشیم. اول باید ببینیم از چه چیزی در تنها بودن ناراحتیم.
وقتی تنها میشویم، فوری سراغ گوشی نرویم
یک آزمایش ساده انجام دهید.
دفعه بعد که تنها شدید، قبل از اینکه گوشی را بردارید، فقط ۱۰ دقیقه هیچ کاری نکنید.
نه اینستاگرام، نه پیام دادن، نه چک کردن واتساپ و نه حتی دنبال کردن اینکه چه کسی آنلاین است!
یک چای درست کنید، کنار پنجره بنشینید، موسیقی بگذارید یا چند دقیقه قدم بزنید.
ممکن است اولش خیلی حوصلهتان سر برود. حتی شاید با خودتان بگویید «خب حالا من اینجا چه کار کنم؟»
طبیعی است. ما عادت کردهایم هر لحظهای که چیزی برای انجام دادن نداریم، گوشی دستمان بگیریم.
اما اگر کمی این سکوت را تحمل کنیم، ممکن است بعد از مدتی متوجه شویم ذهنمان آرامتر شده. شاید حتی چیزهایی به ذهنمان برسد که مدتها فرصت نکرده بودیم به آنها فکر کنیم.
گاهی خودمان را به یک قرار دونفره دعوت کنیم!
قرار نیست برای رفتن به کافه، سینما یا حتی خرید حتماً منتظر یک نفر دیگر باشیم.
یک روز که وقت دارید، خودتان را بردارید و بروید یک کافه. یک نوشیدنی سفارش بدهید و بنشینید. کتاب بخوانید، آدمها را نگاه کنید یا فقط با خودتان باشید.
اگر سینما دوست دارید، یک فیلم انتخاب کنید و تنهایی بروید.
شاید روزهای اول کمی معذب باشید و فکر کنید همه دارند شما را نگاه میکنند.
ولی واقعیت این است که احتمالاً هیچکس آنقدر که فکر میکنید حواسش به شما نیست! هرکس درگیر زندگی خودش است.
بعد از چند بار ممکن است حتی از این مدل قرارها خوشتان بیاید. چون دیگر لازم نیست برای انجام کاری که دوست دارید منتظر باشید برنامه چند نفر با هم جور شود.
گاهی خیلی خوب است که بتوانیم بگوییم:«دلم میخواهد بروم، پس میروم.»
برای روزهای تنهایی، برنامه داشته باشید
یکی از اشتباهها این است که وقتی تنها میشویم تازه از خودمان میپرسیم: «حالا چی کار کنم؟»
بهتر است چند کار مورد علاقهمان را از قبل داشته باشیم.
مثلاً:
- یک غذای جدید درست کنیم.
- فیلمی را که مدتهاست عقب انداختهایم ببینیم.
- پیادهروی برویم.
- کتاب بخوانیم.
- ورزش کنیم.
- به گلها و گیاهها برسیم.
- یک اتاق یا کمد را مرتب کنیم.
- موسیقی مورد علاقهمان را بگذاریم و کمی برای خودمان وقت بگذاریم.
- چیزی بنویسیم یا نقاشی کنیم.
- حتی برای خودمان یک غذای خوشمزه درست کنیم و با خیال راحت بخوریم!
مهم این است که کاری را انتخاب کنیم که واقعاً دوستش داریم، نه اینکه فقط بخواهیم چند ساعت را پر کنیم.
از تنهایی برای خودشناسی استفاده کنیم
شاید یکی از بهترین قسمتهای تنها بودن این باشد که بالاخره فرصت میکنیم صدای خودمان را بشنویم.
وقتی دائماً درگیر کار، خانواده، بچه، همسر، دوست، شبکههای اجتماعی و هزار جور مسئولیت هستیم، گاهی خودمان را فراموش میکنیم.
تنهایی میتواند فرصت خوبی باشد برای اینکه از خودمان بپرسیم:من واقعاً از زندگیام راضیام؟
چه چیزی این روزها ناراحتم میکند؟چه کاری دلم میخواهد انجام بدهم ولی مدام عقبش میاندازم؟
آخرین باری که فقط برای خودم کاری کردم، کی بود؟
حتی میتوانید یک دفتر بردارید و هر چیزی که در ذهنتان هست بنویسید. لازم نیست نوشتهتان قشنگ یا مرتب باشد. فقط بنویسید.
گاهی بعد از چند صفحه میفهمیم چیزی که فکر میکردیم «بیحوصلگی» است، در واقع خستگی است. یا چیزی که فکر میکردیم «نیاز به آدمها»ست، شاید نیاز به توجه و محبت است.
قرار نیست از آدمها بینیاز شویم
اینکه یاد بگیریم تنها باشیم، اصلاً به این معنی نیست که دیگر به کسی احتیاج نداریم.
اتفاقاً داشتن آدمهایی که دوستشان داریم و میتوانیم با آنها حرف بزنیم، یکی از قشنگترین قسمتهای زندگی است.
قرار نیست بگوییم: «من خودم برای خودم کافیام و به هیچکس نیاز ندارم.»
نه. ما آدمیم و طبیعی است که دلمان همراهی، محبت، آغوش، حرف زدن و حتی یک پیام ساده مثل «رسیدی؟» بخواهد.
موضوع این است که حال خوبمان را کامل به حضور یک نفر گره نزنیم.
اگر یک روز دوستمان وقت نداشت، همسرمان سرش شلوغ بود یا برنامهای که منتظرش بودیم کنسل شد، بتوانیم باز هم برای خودمان یک روز خوب بسازیم.
این متن واقعا عالی بود من یکی الان خیلی بهش احتیاج داشتم مرسی از نویسندش👍🤍