چرا تعداد زنان سرپرست خانوار بیشتر شده است؟
نی نی سایت: بیش از ۲۸۰ هزار زن سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی هستند؛ عددی که اگرچه فقط بخشی از جمعیت زنان سرپرست خانوار در کشور را نشان میدهد، اما در کنار آمار سرشماریها تصویری از تغییرات خانواده ایرانی به دست میدهد. طلاق و فوت همسر همچنان از مهمترین دلایل قرار گرفتن زنان در این گروه هستند، اما در سالهای اخیر، افزایش تجرد قطعی و تعداد زنان خودسرپرست نیز به این جمعیت اضافه شده است.
وقتی از زنان سرپرست خانوار صحبت میشود، معمولاً اولین تصویری که به ذهن میرسد، زنی است که بعد از فوت همسر یا طلاق، مسئولیت زندگی را به تنهایی بر عهده گرفته است. این تصویر البته بخشی از واقعیت است، اما همه آن نیست.
ساختار خانواده در سالهای گذشته تغییر کرده و تعداد زنانی که به هر دلیل بدون همسر زندگی میکنند نیز بیشتر شده است. در نتیجه، موضوع زنان سرپرست خانوار دیگر فقط به پیامدهای طلاق یا فوت همسر محدود نمیشود و حالا عوامل دیگری مانند تجرد قطعی، وضعیت اشتغال و شرایط اقتصادی هم در آن نقش دارند.
سیدحسن موسویچلک، معاون امور سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور، در گفتوگو با ایسنا با اشاره به همین تغییرات گفته است که در حال حاضر بیش از ۲۸۰ هزار زن سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی قرار دارند.
البته این عدد را نباید با کل زنان سرپرست خانوار کشور یکی دانست.
عدد ۲۸۰ هزار نفر دقیقاً چه چیزی را نشان میدهد؟
به گفته موسویچلک، بیشتر شدن تعداد زنان تحت پوشش بهزیستی در سالهای اخیر الزاماً به این معنا نیست که جمعیت زنان سرپرست خانوار نیز دقیقاً به همین نسبت افزایش پیدا کرده است. بخشی از این افزایش به ظرفیت پذیرش سازمان برمیگردد.
دولت و مجلس در مقاطع مختلف تلاش کردهاند تعداد افرادی را که برای دریافت خدمات حمایتی در نوبت قرار دارند کاهش دهند. در نتیجه، هر زمان ظرفیت پذیرش سازمان بیشتر شده، تعداد افراد تحت پوشش هم افزایش پیدا کرده است.
بنابراین برای بررسی روند کلی باید سراغ آمارهای جمعیتی هم رفت.
موسویچلک با اشاره به سرشماریهای رسمی کشور گفته است که در سال ۱۳۷۵ کمتر از یک میلیون زن سرپرست خانوار در کشور وجود داشتهاند؛ رقمی که در سرشماری سال ۱۳۹۵ به بیش از سه میلیون نفر رسیده است.
او معتقد است با توجه به اتفاقاتی که در سالهای گذشته در جامعه رخ داده، از جمله افزایش طلاق، این روند همچنان ادامه داشته است.
طلاق تنها دلیل نیست
طلاق یکی از مسیرهای اصلی ورود زنان به گروه سرپرستان خانوار است، اما تنها عامل نیست.
فوت همسر نیز همچنان یکی از دلایل مهم است. در کنار این دو، افزایش تجرد قطعی باعث شده تعداد زنانی که به تنهایی زندگی خود را اداره میکنند نیز بیشتر شود.
این تغییر از یک جهت مهم است؛ چون نشان میدهد وقتی درباره «زنان سرپرست خانوار» حرف میزنیم، با یک گروه کاملاً یکدست روبهرو نیستیم.
نیازهای یک زن مطلقه دارای فرزند با نیازهای یک زن سالمند که همسرش را از دست داده یا زنی که هیچگاه ازدواج نکرده، لزوماً یکسان نیست. حتی وضعیت اقتصادی و امکان اشتغال این افراد هم میتواند تفاوت زیادی داشته باشد.
به همین دلیل، حمایت از این گروه نمیتواند فقط به یک نوع کمک محدود شود.
مستمری هست، اما هزینه زندگی هم هست
یکی از حمایتهای اصلی بهزیستی از زنان سرپرست خانوار، پرداخت مستمری ماهانه است. به گفته معاون امور سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی، میزان این مستمری امسال با کمک دولت و مجلس ۵۰ درصد افزایش پیدا کرده است.
اما خود او هم تأکید کرده که این مبلغ همچنان فاصله زیادی با هزینههای واقعی زندگی دارد.
برای خانوادهای که تنها یک نفر درآمد دارد، هزینه مسکن، خوراک، درمان، تحصیل فرزندان و سایر مخارج روزمره میتواند فشار زیادی ایجاد کند. این فشار برای زنی که شغل ثابت ندارد یا به دلیل نگهداری از فرزند امکان کار تماموقت برایش فراهم نیست، بیشتر هم میشود.
موسویچلک با اشاره به همین مسئله گفته است که برای یک خانواده یکنفره، زندگی با دو میلیون تومان بسیار دشوار است.
بهزیستی علاوه بر مستمری، خدمات دیگری هم ارائه میدهد؛ از کمکهای مربوط به مسکن و اشتغال گرفته تا تحصیل، ازدواج و تأمین لوازم ضروری منزل. البته میزان این حمایتها به منابعی که در اختیار سازمان قرار دارد وابسته است.
در واقع، بخش مهم ماجرا بعد از پرداخت مستمری شروع میشود: اینکه آیا زن سرپرست خانوار میتواند به درآمدی برسد که زندگیاش فقط به کمکهای حمایتی وابسته نباشد؟
شغل پیدا کردن، پایان حمایت نیست
رسیدن یک زن سرپرست خانوار به شغل، لزوماً به معنای خروج فوری او از چرخه حمایت نیست.
موسویچلک توضیح داده که اشتغال باید پایدار باشد و فرد به درآمد باثبات برسد. بعد از آن، وضعیت او در یک بازه زمانی بررسی میشود و مددکار اجتماعی و تیم توانمندسازی درباره ادامه یا پایان حمایت تصمیم میگیرند.
این نکته از این جهت اهمیت دارد که پیدا کردن یک کار موقت یا کمدرآمد، الزاماً مشکل اقتصادی یک خانواده را حل نمیکند.
ممکن است زنی شغلی پیدا کند، اما درآمد آن برای پرداخت اجاره خانه و هزینههای فرزندش کافی نباشد. یا کاری داشته باشد که چند ماه بعد از بین برود. در چنین شرایطی، قطع سریع حمایت میتواند خانواده را دوباره به نقطه اول برگرداند.
به همین دلیل، در برنامههای حمایتی موضوع «اشتغال پایدار» اهمیت بیشتری از صرفاً «شاغل شدن» دارد.
پشت افزایش زنان سرپرست خانوار، ماجرای طلاق هم هست
بخش دیگری از صحبتهای موسویچلک به دلایل طلاق مربوط میشود. او تأکید کرده که نمیتوان یک عامل مشخص را علت طلاق دانست.
فقر، اعتیاد، خشونت، خیانت، اختلالات روانی، ناباروری، بیکاری، نداشتن مهارتهای زوجی و ناآگاهی از حقوق متقابل زوجین، از جمله عواملی هستند که میتوانند در شکلگیری اختلافات خانوادگی نقش داشته باشند.
این عوامل البته همیشه جدا از هم عمل نمیکنند. مشکلات اقتصادی ممکن است فشار بیشتری به رابطه وارد کند، اختلافات حلنشده میتواند به تعارضهای شدیدتر برسد و در بعضی خانوادهها، مشکلاتی مانند اعتیاد یا خشونت نیز شرایط را پیچیدهتر کند.
بنابراین وقتی درباره افزایش زنان سرپرست خانوار صحبت میکنیم، بخشی از بحث ناگزیر به وضعیت ازدواج و طلاق در جامعه برمیگردد.
چرا پنج سال اول ازدواج مهم است؟
به گفته معاون امور سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی، بخش قابل توجهی از مشکلات زندگی مشترک در پنج سال اول ازدواج شکل میگیرد. به همین دلیل، برنامههای آموزشی برای این دوره طراحی شده و قرار است امسال گسترش پیدا کند.
یکی از برنامهها استفاده بیشتر از ظرفیت مراکز مشاوره خصوصی است تا آموزشها به صورت گروهی در این مراکز ارائه شود.
هدف این برنامهها فقط جلوگیری از طلاق نیست. به گفته موسویچلک، حتی اگر آموزشها نتوانند به کاهش طلاق منجر شوند، میتوانند در کنترل روند رشد آن مؤثر باشند.
در کنار آموزشهای سالهای اول زندگی مشترک، موضوع مشاوره پیش از ازدواج هم مطرح است؛ مرحلهای که هنوز به گفته مسئولان، ظرفیتهای زیادی برای استفاده از آن وجود دارد.
مشاوره قبل از ازدواج فقط آزمایش خون نیست
افرادی که قصد ازدواج دارند، معمولاً برای انجام آزمایشهای پزشکی به مراکز بهداشتی مراجعه میکنند و در همین مراکز آموزشهایی هم دریافت میکنند.
اما موسویچلک معتقد است این آموزشها میتواند گستردهتر شود و از ظرفیت مدارس، دانشگاهها، تشکلها و محیطهایی که جوانان در سن ازدواج در آنها حضور دارند، استفاده شود.
بخش مهمی از آمادگی برای زندگی مشترک، موضوعاتی است که در آزمایشهای پزشکی مشخص نمیشود؛ اینکه دو نفر چقدر مهارت گفتوگو دارند، چطور اختلافهایشان را حل میکنند، درباره مسائل مالی چه نگاهی دارند و تا چه اندازه از مسئولیتها و حقوق متقابل خود در زندگی مشترک اطلاع دارند.
البته ارائه چنین آموزشهایی هم به تخصص نیاز دارد. به گفته معاون امور سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی، این دورهها باید توسط متخصصان آموزشدیده برگزار شود، نه افرادی که صرفاً خود را متخصص معرفی میکنند.
یک مسئله با چند علت و چند راهحل
افزایش جمعیت زنان سرپرست خانوار را نمیشود با یک عامل توضیح داد. بخشی از این روند به طلاق و فوت همسر مربوط است، بخشی به تغییرات جمعیتی و افزایش تجرد قطعی و بخشی هم با وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانوادهها ارتباط دارد.
از طرف دیگر، همه زنانی که در این گروه قرار میگیرند، شرایط مشابهی ندارند. یکی ممکن است مشکل اصلیاش اجاره خانه باشد، دیگری به دنبال شغل و آموزش باشد و فرد دیگری به دلیل داشتن فرزند خردسال نتواند به راحتی وارد بازار کار شود.
در نتیجه، حمایت مؤثر هم نمیتواند برای همه یک نسخه واحد داشته باشد.
مستمری میتواند برای تأمین بخشی از هزینههای یک خانواده ضروری باشد، اما برای زنی که توانایی کار دارد، آموزش مهارت و دسترسی به یک شغل پایدار شاید اهمیت بیشتری داشته باشد. برای مادری که فرزند خردسال دارد هم ممکن است دسترسی به خدمات مراقبت از کودک، پیششرط ورود به بازار کار باشد.
در نهایت، آمار بیش از ۲۸۰ هزار زن تحت پوشش بهزیستی فقط بخشی از یک تصویر بزرگتر است؛ تصویری از خانوادههایی که در سالهای اخیر با تغییرات اقتصادی و اجتماعی متعددی روبهرو شدهاند.
مسئله زنان سرپرست خانوار هم فقط پرداخت مستمری نیست. از یک طرف باید حمایت فوری از خانوادههایی که در شرایط دشوار قرار دارند ادامه پیدا کند و از طرف دیگر، مسیرهایی برای اشتغال، درآمد پایدار، مسکن و دسترسی به خدمات اجتماعی فراهم شود.
چون برای بسیاری از این زنان، مسئله فقط این نیست که «چطور امروز را بگذرانند»؛ مسئله این است که چطور بتوانند زندگی فردا را هم با آرامش اداره کنند.