بچه ها
یکیو دوس دارم اونم میخاد منو
بعضی وقتا شک تو دلم میندازه.
خدایا بهمون رحم کن.
میگه میام شهرت اول ببینمت توی مرکز خرید واست چی بخرم و.... بعد خانوادمون بدونن
بیاعتمادی کشت منو.
میگم جدا بیا جدا بشیم زنگ میزنه اشک میریزه
میگه من هوسباز نیستم فلان نیستم
میگه واقعا میخوام زنم باشی.
ولی اینا آتیشمو خاموش نمیکنه
میترسم ولم کنه بره میترسم همش دروغ باشه
از بس بدی که دیدم دیگه خوبی ب چشام نمیاد.
من نمیدونم چجوری ب خانوادم بگمش.
میخامشش ولی خب کاش تهش هیچ نباشه.
شما بگین چیکار کنم خیلی درگیرم