من دارم وارد ده ۲۰ زندگیم میشم و واقعا احساس میکنم خیلی زندگی سخته و خیلی استرس و مشکلات زیادی داره از جمله ازدواج و مشکلات بی پولی و رو به رو شدن با تورم اینطور نیست؟ و انتخواب شغل و تحصیل همه چی سخته
دو ماه دیگه میشم ۲۰سال و همه جوره خیلی انتخواب های سختی رو به رومه تو هر چیزی باید راهمو مشخص کنم و ی جوری تجربه دیگران و سخت گرفتن خودم و همه چی و دیدن همه ابعاد بهم فشار میاره
روزگار چرا حالیش نیست متاسفانه روزگار قرار نیست همیشه خوب باشه و اکثر وقتا بی رحمه وقتی اینو ...
حتی راجب خواستگارام ک سخت گیری میکنم منو از آینده میترسونن ولی انگار منم منتظر ی فرشتم که هیچوقت نمیرسه و بابت درسم من دارم ترک تحصیل میکنم و کاملا گیجه گیجم از هر چیزی خالی ام
بر ازدواج وقت زیاد داری عجله نکن و با شناخت کامل تصمیم بگیر نگرانیات هم کاملا به جاست بنظرم اد ...
نمیدونم ولی غصه پدر مادرمم میخورم مخصوصا آینده ای که واسشون میبینم چون پدرم همیشه تنبل بود و باعث افسردگی مامانم و پیشرفت نکردنشون شد الان ۴۳ سالشه همش با مامانم دعوا میکنه و میخواد بازنشست بشه هرچه سریع تر ک نره سرکار با ۲۲ سال سابقه اما هنوز ۷-۸ سال دیگ باید بیمه رد کنه سر اون با مامانم از الان دعوا داره میخواد بشینه ور دل مامانم مسافرکشی میکنه