2777
2789
عنوان

جاریم😐😐

707 بازدید | 47 پست

خانوما من ب تازگی حامله شدم نمیخاستم اصلا تا ۳.۴ماهگی ب کسی بگم چون همین الانشم لک بینی شدید دارم ولی شوهرم صبرش نیومد گفتش ب مادرش و همه فهمیدن بعد بماند ک دوتا از خاهرشوهرام فقد تبریک گفتن اون یکیا بااینکه همیشه تو خیرو شرشون من بفکرشون بودم انگار ن انگار جاریمم تبریک نگف هیچ ب بچه ۵سالش گفته زن عمو حوصلش سررفته واس همون بچه اورده وگرنه عمو تورو بیشتر دوست داره😐تو دلم گفتم لعنتی حداقل بزار ببین ب سرانجام میرسه این بارداری من بعد بچتو بنداز ب جون ادم ک بچم ب دنیا اومد نزاره شوهرم بغلش بگیره ع حسودیای بیجا😒چون الانشم شوهرم بچه کسیو بغل میکنه این بچه جاریم نمیزاره

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

فقط جاری احمقت😏

اگه مشکلات زندگی سنگه من سنگ شکنم🎭📍🗝️.   یه خانوم معلم خاص❤️ یه خانواده شاد ❤️که به همه خواسته هاشون رسیدن💪.                              𝗮𝗹𝘄𝗮𝘆𝘀 𝘀𝗺𝗶𝗹𝗲 𝗹𝗮𝘂𝗴𝗵𝘁𝗲𝗿 𝗲𝗺𝗯𝗮𝗿𝗿𝗮𝘀𝘀𝗲𝘀 𝘆𝗼𝘂𝗿 𝗲𝗻𝗲𝗺𝗶𝗲𝘀 همیشه بخند:) این دشمناتو گیج میکنه🎭

حساس نباش عزیزم شایدبچه یه حسه حسادت اومده توذهنش مامانش میخواسته دلداریش بده هرچندکارش درست نبوده ومیتونست بگه زن عموقراره برای توهمبازی بیاره امابه هرحال دل نگیر....

چجوری تحمل میکنین همچین آدمارو!

فقد این نیس خاهرای شوهرمم همینجورن تو هرقضیه ایی دنبال ی حرف چرتو بی معنی میگردن فقد فاصله گرفتم ازشون جوری شده اصن نمیریم پیششون ولی از لج‌من اونا هرشب میان😐

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز