2777
2789
نه لامصب🥲 رفتم دم خونه دختره که یه وقت نکشه خودشو خیلیم بیهوده بود رفتنم از پشت پنجره داشتم میدیدم ...


اها اون بیمارتوبیمارستان که گفتی شمارتو گرفت دختربوده

من کاربرminiyator6cهستم بااون کاربریم بیشترفعال بودم هیچوقت خارج ازچارچوب قوانین حرفی نزدم اومدم دیدم تعلیق شدم واقعا ناراحت شدم هیچ کس پاسخگو نیست 🙃🤍مکث کن، نفس بکش، اگر باید گریه کنی اینکارو بکن، ولی هیچ وقت نا امید نشو و به راهت ادامه بده🤍

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

خلاصه من باش حرف زدم دوباره

که بهم گفت هنوزم پسر عموشو میبینه و هنوزم اذیتش میکنه هی میگه یادته من فلانت کردم

من اینارو به روانشناسه گفتم

گف بگو ازش ویس بگیره وقتی داره اینارو میگه

ببره شکایت کنه

منم بهش گفتم دفعه بعد که دیدیش و اینارو داش میگف ویس بگیر

گف باش

یه مدت گذشت دوباره گفتم

گفت پسر عموم از ایران رفته!

گفتم هر وقت برگشت خب

گفت نه دیگه برنمیگرده!

من اسکل ساده‌م گفتم باشه خب عب نداره بیخیال شکایت و این داستانا

بیا باهاش کنار بیا

و روزی ده ساعت باهاش حرف میزدم که برگرده به زندگی عادی

یعنی خودم از کار و زندگیم افتاده بودم که فقط کمک کنم به این

حالا بماند که چهار پنج بار یهو گف میخوام خودمو بکشم و گوشیشو خاموش کرد و‌ من داشتم دق میکرد از استرس

بنظرم یاد بگیر روابط سرکارتو با مسائل شخصیت قاطی نکنی و ارتباط صمیمی با افرادی که با کارات مربوطه نداشته باشی 

مخصوصا فردی که از نظر روانی نرمال نیست 

شما که مدد کار اجتماعی نیستی بیمارستان برای همچین موضوعی روانشناس داره و جلسات روانشناسی براش میزاره 

فردا چیزیش بشه حتی ربطی بهت نداشته باشه تو هم پات گیره 


ناراحت نشی ولی حقا که اسم کاربریت بهت میخوره😐ا

خوب دوست شده باهاش تو بیمارستان و بعدم خواسته کمکش کنه.منکه اشکالی نمی‌بینم تا اینجا .مردم تو کوچه و پارک دوست پیدا میکنن و حتی مجازی و بعد رفتو آمد میکنن .

هرگاه خداوند تورا به لبه پرتگاه هدایت کرد به او اطمینان کن چون یا تورا از پشت خواهد گرفت یا پرواز کردن را به تو خواهد آموخت.
من اسکل ساده‌م گفتم باشه خب عب نداره بیخیال شکایت و این داستانا بیا باهاش کنار بیا و روزی ده ساعت ...

اسی منم اجازه دارم مشابه شو توی تایپیک تون بگم تا ادمای ساده دل گول نخورن؟

همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم.....

چند وقت پیش اومد گفت من ازین رفیقت خوشم اومده (همون پسره که گفتم تو گروه بود) 

منم رفتم با پسره حرف زدم

با هم اوکی شدن

این داستان تجاوزم همون اول گفتم به پسره

ولی گفتم به روش نیار

الان رابطشون خیلی جدی شده

و فکر کنم دیگه کم کم میرسه به ازدواج

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز