برگشت گفت که وقتی بچه بوده پسرعموش بش تجاوز کرده
منم اولش خیلی ناراحت شدم چهار ساعت حرف زدم گفتم تقصیر تو که نبوده و ازین حرفا بعد اینجوری بود که من باید خودمو بکشم و چرا من
منم ترسیده بودم یه بلایی سر خودش نیاره نصفه شب گفتم میخوای بیام پیشت و پاشدم رفت دم خونشون واقعا هم ترسیده بودم با اون سابقه درخشانش