راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
رابطه مجازی اینجوریه که، با دو تا گیف آغوشت رو لمس میکردم، وقتی صدات رو میشنیدم کلی حس و حال خوب بهم منتقل میشد، تا قبل تو فکرشو نمیکردم وارد رابطهای بشم که کلی ازش دورم و امکانش نیست همدیگرو لمس کنیم، من هیچوقت نتونستم بغلت کنم، نتونستم خندهاتو از نزدیک ببینم، نتونستم گرمای دستات رو با پوست و جونم حس کنم، نتونستم زل بزنم توو چشمات، نزدیک نبودیم و کلی از هم دور بودیم، اما هیچوقت این دوری باعث نشد علاقم نسبت بهت کم بشه، هروز بیشتر و بیشتر شد، تو نزدیکترین آدم زندگیم، مهمترین آدم زندگیم، دوست داشتنی ترین آدم زندگی منی، مهم نیست کنارم نیستی و نمیتونم لحظهامو پر کنم از با تو بودن، مهم عشقیه که بین ما دوتاست، آره، یسری دوست داشتنا، یسری رابطه ها، یسری عشقا حتی اگه مجازی باشن از خیلی از رابطههای واقعی واقعی ترن، مهم قلب و احساسته، مجازی یا واقعی بودنش فرقی نمیکنه، عاشق که باشی همه چیزو به جون میخری حتی دور بودن از معشوق رو، من خیلی نیاز دارم به دیدنت از نزدیک، لمس کردنت، اما چارهای جز روزشماری برای اون روز ندارم.
ن اگه ادمته عا اما اگه بش شک داری ن تهش یا دنیا خاطرس
وقتی بمیرم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد...!!!نه جایی بخاطرم تعطیل میشود...!!!نه در اخبار حرفی زده میشود...!!!نه خیابانی بسته میشود...!!!و نه در تقویم خطی به اسمم نوشته میشود...!!!تنها موهای مادرم کمی سپید تر میشود...!!!...!!! پدرم کمی شکسته تر...!!!اقواممان چندروز آسوده از کار...!!!دوستانم بعد از خاکسباری موقع خوردن کباب آرام آرام خنده هایشان شروع میشود...!!!راستی عشقم را بگو اوهم باخنده هایش در آغوش دیگری،مراازیاد میبرد...!!!من تنها فقط گورکنی را خسته میکنم...!ومداحی که الکی از خوبی های نداشته ام میگوید و اشک تمساح میریزد...!!!و من میمانم و گورستان سرد و تاریک و غم همیشگی ام که همراهم میماند...!!!من میمانمو و خدا،بااحساس خجالتی که ای مهربان چرا همیشه مرا از تو و دینت ترسانده اند...!
اگه واقعا آدم درستیه و عاشقته چرا نه؟ منو عشقمم دوسال پیش همینجوری آشنا شدیم و بعد یه ماه خانواده هارو درجریان گذاشتیم اولش کلی مخالفت داشتن ولی الان هردو خانواده با ازدواجمون موافقن و منتظریم من کنکور بدم درضمن من مشهدم و نامزدم تهران