2777
2789
عنوان

مادر شوهر

256 بازدید | 34 پست

سلام 

بیایین کمکم کنید ی راه حلی بگید 

من 15سالمه یک ساله نامزدیم نامزدم هم 28سالشه 

اونا خونشون ی شهرستان دیگه تو روستا و ما ی شهرستان دیگه شهر زندگی میکنیم 

حدود یه ماه قبل برادر شوهرم تصادف کردن و فوت شدن 45سالش بود پدر شوهرم هم قبل تصادف که سکته مغزی کرده بودی پنج روز بعد فوت اون فوت شدن 

ما هم بعد ازدواج قرارع بیاییم شهر ما اینجا اجاره کنیم نامزدم روستا طبقه بالا خانوادش خونه داره و خیلی هم شیکه ولی من نمیخوام اونجا برم و ادامه تحصیل میدم کلاس دهم هستم درسمم خیلی خوبه و نامزدم اجازه میده بخونم خیلی رو درسم حساسه هر روز چند بار پیگیر میشه ببین میخونم یا نه چون میخواد از معلمی در بیام 

نامزدم خوبه از هیچ لحاظی برام کم نمیزارع ماشین هم داشتیم تازه فروختیم قبلا که بفروشیم من وقتی یکی دیگه میخریدیم پول لازم داشتیم من نامزد بودم خودم گفتم که طلاهامو میفروشم تا ماشین بخریم و خریدیم 

خوب الان میمونه مادر شوهر که میخوان یکی نگهداره و ب شهر ما ارومیه بیارن سه تا پسرش مونده و دو تا دختر داره منم نمی‌خوام ازدواج نکرده مادر شوهر بیاد با ما بمونه ی برادرش که مادرش خودش نمی‌خواد با اون بمونه چون زنش  خیلی عصبانی و عفریته هست یکیش هم میگه می‌خوام نگه‌می‌دارم و اینا ولی این نامزد من خیلی دوست داره مادرش نگهداره ولی من نمی‌خوام چون دوست ندارم زندگی دو نفرمون شروع نشده اینطوری خراب بشه نه اینکه نخوام نگهدارم ولی اون یکی جاری ها 10یا15ساله ازدواج کردن زندگیشونو کردن منم اینو میخوام چند بار با گوشی که حرف زدیم با هم سر این موضوع دعوا کردیم و بحث کردیم سر مادرش ب من میگه که ما باهمیم میخوای بیا نمیخوای خدافز هزار تا مثل تو هم بیاد بگه مادرتو ول کن من نمیکنم دوست داشتن تو حلال من مادرمو نگه میدارم میخوای بیا نمیخوای مال منو تو جور در نمیاد ☹️😕 

اینم بگم مادرش نه کاری ب کار ما داره نه دخالت می‌کنه نه زبون داره گرم هم نیست با آدم بد هم نیست خوبه 

اما بحث اینا به کنار من نمی‌خوام با ما بمونه آدم از هر لحاظی محدود میشه ولی نامزدم خودش مهربون و اینا هست دوستم داره از لحاظ مالی برام کم نمیزارع و هر چی ببینه خوب باشه برام میخره در قبال نگهداری مادرش خونه تو روستا که هست حدود 100متر اینا طبقه پایین ما اونو میدن که خونه تمیز و خوبی هست اینا هم هر کس بیاد روستا می‌دونم میاد اونجا بمونه واسه ی هفته کم کمش منم که بلد نیستم به این همه مهمون پذیرایی کنم یا خواهر و برادراش هی میان ب بهانه مادرشون 😑

و منی که باید برسم به اینا نمیشه که یه راهی بگین که نگهش ندارم و با نامزدم  بمونم اونا اگه از الان بیارن ارومیه با نامزدم میمونن فعلا و اینم بگم ازدواج ما سنتی بود 

یه چیزی بگین که بتونه منطقی باشه من بهش گفتم زندگی دو نفره خراب میشه دو تایی بیرون نمیتونیم بریم من راحت با هر لباسی که دوست دارم تو خونه دراز بکشم اه خیلی سخت شد تصمیم 

لطفا یه راه حل خوب بگید ممنون ببخشید طولانی شد 


واقعا سخته.... بنظرم اگه میشه یه خونه دو طبقه بگیرید اینجور بهتره 

تاریخ عروسیمون: ۱۴۰۱/۰۲/۳۰👰🏻🤵🏻تـو بگو یه روز تو شکمت باشه، وقتی حس مادرانه میگیری رفتنش نابودت میکنه، با اینکه پنج هفتم بود ولی داغون شدم💔🖤🤰🏻🖤💔۱۴۰۱/۰۹/۰۸بدترین اتفاق زندگیم. 

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

نامزدت اشتبامیکنه با مادر پدر خودت حرف بزن بگو بانامزدت صحبت کنه و اصلا دعوا وبحث اینانکن بانامزدت فقط ب بزرگترت بگو نمیش ک توبگی اینجوری بگ میخای بخانمیخای نخا......

خوب توکه نمیخوای بری روستا مسولیت مهمونیابیفته گردنت.شهرهم دوطبقه اجاره کنید یه واحدمادرشوهرت که اگر بچه هاشم بیان راحت باشن یکی هم توهمسرت

لطفا اگرازپستی درتایپکی گذاشتم  خوشتون اومدیادرتایپکی کمکتون کردم لطفابرای سلامتی وسربلندی وخوشبختی همسروبچه هام  دعاکنید هوای یکدیگر را داشته باشیددل نشکنیدقضاوت نکنیدهنجارهای زندگی کسی را مسخره نکنیدبه غم کسی نخندیدبه راحتی از یکدیگر گذر نکنیدبه سادگیِ آب خوردنبر دیگری تهمت ناروا نبندیدبه حریم آبروی دیگریبدون اجازه وارد نشوید ...آدم‌ها دنیا دو روز است !هوای دل یکدیگر را بیشتر داشته باشیم 💖

بهت حق میدم که نتونی کنار بیای ولی نمیدونم چ راه حلی بهت بدم اونم مادرشه وبراش خیلی زحمت کشیده

 برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست..! و برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه است..آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند ! ـــ🗞دکتر شریعتی📨ـــ

عزیزم زندگیت خراب میشه اگه مادرشوهرت بیاد..یه رابطه زناشویی درست حسابی هم نمیتونین داشته باشین فردا شوهرت یه جا دیگه خودشو خالی میکنه..خواهر منم دو سال اول خواهرشوهرش اومد خونشون...شوهرشم بهش خیانت میکرد چون خواهره ور دلشون بود و اونا نمیتونستن هرکاری میخوان کنن..ببخشید اینقد باز کردم مسئله رو

دعا کنید خواهرم و داداشم ازدواج کنن و خوشبخت بشن ممنون💖
خوب توکه نمیخوای بری روستا مسولیت مهمونیابیفته گردنت.شهرهم دوطبقه اجاره کنید یه واحدمادرشوهرت که اگر ...

می‌خوام با هم بمونن ولی بازم روستا هم میریم دا بعضی وقتا که میدونم خواهر برادرش هم میان بعضی وقتا 😩

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز