2777
2789
عنوان

خواستگار

288 بازدید | 17 پست

واسه خواهرم خواستگار اومده ، ما خودمون ساکن تهرانیم ، پسر ساکن میانه است ، بعد ما به این ازدواج راضی نیستیم الان به خواهرم گفتم احساس میکنم از دستم ناراحت شد، پسر ۱۰ سال بزرگتره و زنش رو طلاق داده، بعد دلیلش واسه طلاق این که زنش اهل زندگی نبوده همش با دوست و رفیق پی گردش بوده، بعد واسه زندگی میگه باید بیاد میانه زندگی کنن

زندگی خیلی کوتاه تر است از آنچه ما فکر میکنیم.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

پسره اونجا شرکت داره وضع مالیش هم انگار خوبه

خواهرت مجرده؟

 یه مامان شاد و پرانرژی که جز شادی و ارامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ، خونه بهم ریخته مرتب میشه ، چای سرد شده رو میشه عوض کرد ، غذای یخ شده رو میشه داغش کرد، ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما دیگه بچه هامون 1ساله یا 2ساله یا 3 ساله و ... نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم پسر کوچولوی من مامان عاشقته  

خب اول واخر خواهرت بایدتصمیم بگیره.منم بودم ناراحت میشدم.عزیزم .شاید خواهرت بااون شرایط مشکلی نداره.

من حسابم،زهمه مردم این شهر جداست🌺من امیدم بخداس.بعداز خدا باز امیدم ب خداست🌺
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز