تاپیکهام بخون
من خوشحال که شوهر دارم چه جور بهت بگم هرکاری لذتشو برد وتولحظه از لحظه اسنفاده کرد مثل باهم بودن ها تفریح مسافرت ها و خیلی کارا و نباخت
البته ازبابتی اون باخته زندگی رو
من م که همش نشخوار ذهنیم تو سه سال زندگی اون هستم
منظورم همش به لوس بازی هام نازمومیخرید وخیلی کارا
دوبار آی وی اف کردم براش
وخسلس کاراا براش
نباید بگم چرا چون عالم وآدم میدونستن چقدر شوهریم
متاسفانه خیلی وابسته
وحتی گفت تو پاکی اما توان زندگی باهات ندارم
تو پست قبلی گفتم به پوچی رسیده بود