وقتایی که از همهههه نا امید میشدم و راه نجاتی جز گریه و زاری با خدا نداشتم معجزه های بزرگی برام رخ داده..یکیش اینکه دوقلوهام به خاطر زایمان زودرس تو nisuبستری بودن پسرم 15روز تو کما بود میخواستن دستگاهو ازش جدا کنن امیدی نداشتن،نمیتونستمم جلوشونو بگیرم
به درگاه خدا زاااار زدم در کمال ناباوری ضربان پسرم اومد بالا فرداش از کما خارج شد..دکتر گفت بهش دلنبد چون عمرش کوتاه و قطعا نابینا میشه به خاطر اینکه خیلی زیاد اکسیژن دیده، اکسیژن در کنار زندگی دادن باعث نابینایی نوزاد میشه
و اینکه گفت بچه ممکنه اعضاش فلج باشه
پسرم الان شیش سالشه و کاملا سالم، حتی عینکی هم نیست خیلیم خوشگله جوری که همه میگن انگار دوتا دختر داری
دکتر دوقلوهام هر وقت پسرمو میبینه دستاشو میبوسه میگه اینا معجزه خدان