2777
2789
عنوان

دختر جاریم ....

904 بازدید | 32 پست

شش سالشه پسر خودم سه سالشه ... با جاری لعنتی و مادرشوهرم تو یه ساختمونیم ... چندوقت پیش با جاریم بحثمون شد خیلی خیلی بد برخورد کرد تا این حد که میخواست بیاد منو بزنه پسر بزرگش نزاشت... الان دخترش میاد بالا پیش پسرم بازی کنه روی خوش بهش نشون نمیدم دوست ندارم میاد بالا انگار از گوشت تنم میبرن قبلا خیلی دوسش داشتم اما هربار که نگاهش میکنم مادر موذیش میاد جلو چشمم ازم یه ادم روانی و‌پ پریشون ساختن چندبارم شوهرم تذکر بهم داده که بچس اما نمیتونم دوست ندارم حتی نگاش کنم یه لیوان آبم میخواد بهش نمیدم 

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

اون بچه گناهی نداره عزیزم

چندمین باره به ناخق جاریم باهام دعوا راه انداخته حوله تنم بود عین بید میلرزیدم رفتم پشت اپن اشپزخونه قایم شدم نمیتونستم شماره شوهرمو بگیرم انقد دستم میلرزید اخر سرم مادرشوهرم به اون حق داد

آرامش اعصاب و روان خودت مهمتره به شوهرت بگو دست بچه ها رو بگیره ببره پارک یا تو پسرت رو بفرست خونه اونا 

وصف رخساره خورشید ز خفاش مپرس  دوست عزیز لطفا متن امضاء من رو بخونید نی نی سایتی گرامی لطفا اگر با کامنتهای من مخالفتی داشتید احساستون رو کنترل کنید و من رو ریپلای نکنید مگر اینکه مستقیما شما رو مخاطب قرار داده باشم یا استارتر تاپیکی باشید که توش پست گذاشتم ، من مایل نیستم هیچ بحث و تبادل نظری با مخالفانم داشته باشم مگر اینکه خودم اعلام آمادگی کنم پس خودتون رو خسته نکنید و با اجتناب از هر بحث بیهوده ای در حق اعصاب و شخصیت من و خودتون لطف بزرگی بفرمایید
اخه سرچیی 

عزیژم خونه ای که توش هستیم با پول شوهرم پدرشوهرم و برادرشوهرم ساخته شده ولی به اسم برادرشوهرم زدن شش ساله اینجاییم جاریم دنبال بهانست ما بریم اونرپز حموم بودم پسرمو زدن اومدم بیرون خیلییییی آروم به پسرش گفتم چرا زدیش تو که همسن اون نیستی فلان روز هم با لگد زدیش یهو جاریم زبون باز کرد گفت برو تو هرررررری خونمو گرفتی زر اضافهدهم میزنی 

اگه ناراحت نمیشی میگی سر چی

گفتم ... چندمین باره میاد بالا و این حرفارو میزنه خیلی عاصی شدم خیلی درموندم.‌.. صداشو برد بالا گفت برو بدو تپ زود باش درتم ببند خونه من حالت بهار خواب قدیمی داره شصت متره و از دم در من یه دره برای پشت بوم اونا پشت بوم بودن یعنی میخواست منو بزنه پسرش نزاشت عین بید میلرزیدم اصلا نمیدونم چطور سکته نکردم

عزیژم خونه ای که توش هستیم با پول شوهرم پدرشوهرم و برادرشوهرم ساخته شده ولی به اسم برادرشوهرم زدن شش ...

😔خدالعنتش کنه چه آدمایی میدامیشن اصلا چرا به اسم برادرشوهرته با پدرشوهرت صحبت کنیدحل کنه قضیه رو 

خدایاشکرت
2790
2778
2791
2779
2792