2777
2789
عنوان

عقد

126 بازدید | 15 پست

خانواده ی نامزدم از اول راضی به ازدواج ما دو نفر نبودن خانواده منظورم فقط خواهرو مادرشه خلاصه که با بدبختی راضی شدن نامزد شدیم حالا عقد رو هی به تاخیر میندازن

نامزدمم واسه اینکه لج نکنن باهاشون راه میاد. اگه مشابه مشکل منو داشتینو حل شده بهم بگید چیکار کنم؟

مشاور

یه روی توی یه نقطه ای از زندگیت قرار میگیری و برمیگردی به سختی های پشت سرت نگاه میکنی، میبینی تو باید این سختی هارو میکشیدی، باید از این درد ها عبور میکردی ، باید این اتفاق ها میوفتادن تا تو به جایی که الان هستی برسی❤️🌸

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

از وقتی باهاش دوست بودم با مشاور در ارتباطیم حتی دیروز تلفنی با مشاورم صحبت کردم اون گفته بود شیش ...

مشکلت رو توضیح بده براش راه حل جلو پات بذاره، اگه هم لازم شد نامزدتم ببر پیش مشاور باهم برید

یه روی توی یه نقطه ای از زندگیت قرار میگیری و برمیگردی به سختی های پشت سرت نگاه میکنی، میبینی تو باید این سختی هارو میکشیدی، باید از این درد ها عبور میکردی ، باید این اتفاق ها میوفتادن تا تو به جایی که الان هستی برسی❤️🌸
من جات بودم هرگز با کسی که خونوادش نمیخواستن ازدواج نمیکردم. 

خیلی عاشقش بودم هنوزم هستم 

خودش میگه بعد عقد قطع رابطه میکنیم با خانوادش

ولی خب منم خسته شدم از صبر کردن

مشکلت رو توضیح بده براش راه حل جلو پات بذاره، اگه هم لازم شد نامزدتم ببر پیش مشاور باهم برید

اتفاقا گفته بیایید کلنیک وقت بگیرید که دوتایی بیایید

ولی خودم باید حلش کنم چون یه ماه دیگه محرمو صفره

اگه راست میگه چرا الان عقد نمیکنه؟ 

خانوادش خیلی پولدارن میخواد اول حسابی ازشون بابت چیزای مختلف بگیریم 

میگه حالا که تا اینجای کار صبر کردیم تا جای ممکن پلای پشت سرمونو خراب نکنیم

وقتی نمیخانت این ازدواج عاقبت نداره

امشب بهش گفتم اگه قراره اینهمه صبر کنیم بهتره جدا بشیم

حالا رفته با مامانش اینا صحبت کنه 

خانوادش اینطوری نیستن ک بی احترامی یا کم محلی کنن کاملا رفتارشون نرماله ولی مراسمی چیزی پیش میاد خیلی امروز فردا میکنن

عزیزم با همچین آدمی ازدواج نکن بعدا همین خانوادش خونتو تو شیشه میکنن نمیذارن یه لحظه آرامش داشته باش ...

من دوسش دارم و میدونم که اون چقد عاشقمه

دلم نمیخواد تا آخر عمر حسرت نداشتنشو بخورم

من دوسش دارم و میدونم که اون چقد عاشقمه دلم نمیخواد تا آخر عمر حسرت نداشتنشو بخورم

فقط دوست داشتن کافی نیست شوهر منم عاشقم بود مادرش منو نمیخواست از اول ولی من اینو نمی‌دونستم اینقدر سنگ انداخت تو زندگیمون همیشه یه چشمم اشک بود یه چشمم خون.. اینقدر دخالت میکرد همین شوهرمو پر میکرد مینداخت به جونم مشکلی پیش میومد همیشه منو مقصر میدونست با همین کارا زندگیمو خراب کردن شوهرمو تشویق میکرد بره زن صیغه کنه آخرم زندگی نذاشتن بکنیم

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز