خانواده ی نامزدم از اول راضی به ازدواج ما دو نفر نبودن خانواده منظورم فقط خواهرو مادرشه خلاصه که با بدبختی راضی شدن نامزد شدیم حالا عقد رو هی به تاخیر میندازن
نامزدمم واسه اینکه لج نکنن باهاشون راه میاد. اگه مشابه مشکل منو داشتینو حل شده بهم بگید چیکار کنم؟
یه روی توی یه نقطه ای از زندگیت قرار میگیری و برمیگردی به سختی های پشت سرت نگاه میکنی، میبینی تو باید این سختی هارو میکشیدی، باید از این درد ها عبور میکردی ، باید این اتفاق ها میوفتادن تا تو به جایی که الان هستی برسی❤️🌸
از وقتی باهاش دوست بودم با مشاور در ارتباطیم حتی دیروز تلفنی با مشاورم صحبت کردم اون گفته بود شیش ...
مشکلت رو توضیح بده براش راه حل جلو پات بذاره، اگه هم لازم شد نامزدتم ببر پیش مشاور باهم برید
یه روی توی یه نقطه ای از زندگیت قرار میگیری و برمیگردی به سختی های پشت سرت نگاه میکنی، میبینی تو باید این سختی هارو میکشیدی، باید از این درد ها عبور میکردی ، باید این اتفاق ها میوفتادن تا تو به جایی که الان هستی برسی❤️🌸
من دوسش دارم و میدونم که اون چقد عاشقمه دلم نمیخواد تا آخر عمر حسرت نداشتنشو بخورم
فقط دوست داشتن کافی نیست شوهر منم عاشقم بود مادرش منو نمیخواست از اول ولی من اینو نمیدونستم اینقدر سنگ انداخت تو زندگیمون همیشه یه چشمم اشک بود یه چشمم خون.. اینقدر دخالت میکرد همین شوهرمو پر میکرد مینداخت به جونم مشکلی پیش میومد همیشه منو مقصر میدونست با همین کارا زندگیمو خراب کردن شوهرمو تشویق میکرد بره زن صیغه کنه آخرم زندگی نذاشتن بکنیم