خودم داداش دوقلوم وقتی بچه بودیم تو بهشت زهرا مراسم کسی برده بودن... انقد اذیت میکردیم یکی از پسر بزرگای فامیل انداخته بود مارو تو قبر کسافت🤣🤣🤣 داشت چالمون میکرد زنده زنده از بس عاسی بود...
همون پسرو چند وقت بعد با یه شونه تخم مرغ گرفتیم به رگبار و کت شلوارشو مورد عنایت قرار دادیم...
الانم ک الانه مارو میبیینه برگاش میریزه 🤣🤣🤣🤣🤣🤣