هرهفته میره بازار روز ۴ ۵ ساعت میچرخه امروز من و شوهرم رفتیم مبخواستم لباس زیر بخرم و چندتا موبر
بعد مادرشوهر و خواهرشوهرمو دیدم اونجا
احوالپرسی کردیم و بعد جدا شدیم ما رفتیم بالاتر وسایلو خریدم بعد تو کیفم گذاشتم اومدیم ی ردیف دیگه مادرشوهرم برگشت گفت چرا چیزی نخریدی منم خجالت میکشیدم بگم اینارو خریدم دیگه ...
گفتم ی دور دیگه بزنم ی چیزایی بخرم
بعد یهو عصبی شد طلبکار شد گفت چرا چیزی نمیخواید بیخودی ول می گردید چی میخواید الکی ول میچرخین😒😒😒 خودش هرهفته اونجاس ما فک کنم ۵ ۶ ماهی میشه ک نرفته بودیم
فقط من ی بار دوهفته پیش با خودش رفتم ک برگشتنی کل سیب زمینی پیاز داد دستم براش اوردم😐
حالا ی بار رفتیما ناراحت شدم گفت ول میچرخی و فلان 😒خوب شور..ت ک نمیتونم بهش بگم خریدم عجبا از همه چی میخوان سر دربیارن