سلام عزیز
من دیشب خواب میدم توی جمع خانواده همسرم هستم
دایی همسرم ی مرغ بود زیر گلوش با چاقو خط انداخت مثلا میخواست قربانی کنه برای من
خون مرغ اغشته کرد ب ی دستمال یا پنبه و میخواست ب سر من بماله
من میترسیدم اما آخر سر، ب سر من خون اغشته کرد.
وقتی خون میزد مرغ تو بغلش بود.