امروز صبح ساعت ده بیدار شدم مامانم مدعی که چرا اینقدر دیر بیدار میشی پا نمیشی کمک کنی
دیروز هم یازده بیدار شدم البته با صدای غر زدناش بیدار شدم
میرم تو اتاقم بابام میگه چرا میری تو اتاق بیا جلو چشم ما بشین انگار مثلا دارم شیشه میکشم🚬🗿
اون روز مامانم خونه نبود من تو اتاقم بودم در هم بسته بود آهنگ گذاشته بودم برا خودم قر میدادم ( به گو.ه خوری افتادم😒) بابام با مدعی ترین حالت ممکن آمده تو اتاق میگه کی به تو گفته آهنگ گوش بدی ؟؟؟..... اصلا تو چرا باید آهنگ گوش بدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مگه من به تو نگفتم بیا خونه تمیز کن و جارو بکش؟؟؟؟؟؟؟ اینا رو با داد میگفت بعدشم گفت از این به بعد در اتاقم ببندی درو بر میدارم و گوشیم ازت میگیرم فقد زمان امتحان حق داری استفاده کنی!!!!!
بعد من ۱۷ سالمه تا الان یبارم نزاشتن من برم بیرون کلا به معنای واقعی من زندانیم 😐😐هر وقتم گفتم فلان تایم با فلان دوستام میخوام برم فلان جا خیلی جدی بهم خندیدن و مسخرم کردن که از کی این تصمیما رو برا خودت میگیری ؟؟؟؟ تا زمانی که اینجا هستی اختیارت با ما هست
وقایم بهشون میگم فلان لباس یا فلان خوراکی رو میخورم واقعا خیلی قشنگ رو خودشون نمیزارن و اهمیت نمیدن ! انگار اصلا نشنیدن و کلا زورشون میاد کاری برای من انجام بدم انگار بار اضافه ام.........
بگید من با این آشغالا چیکار کنم ( حالا یه عده میان میگن آدم به خانوادش اینجوری میگه ؟؟ آخه کدوم خانواده ای به بچش اینجوری میگه فاز نصیحت خواهشاً بر ندارید !....)