2777
2789
عنوان

طلا

1227 بازدید | 81 پست

دوستان من چندسال پیش بعدفوت مامانم طلاهاش خونه عمه ام امانت بود دزداومدبرد اون موقع وضع مالی خودشون خوب نبودالان خداروشکروضعشون خوبه عمه ام به بابام گفته میخوام بخرم بدم بهتون بابام هم میگه اون طلاهامال دخترمه یادگاری مامانشه به خودش بگین الان به نظرم کاردرستی نیست بخوام بگیرم ازشون اونهامقصرنبودن که دزداومده خونشون

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

شما هم‌ همون فکری میکنید که من میکنم؟؟!!

بله بله کااش میتونستم مثل اسی صاف4 و ساده باش

زنی را می شناسم من*که در یک گوشه ی خانه،میان شستن و پختن؛درون آشپزخانه*که می گوید پشیمان است*چرا دل را به او بسته؛کجا او لایق آنست؟*و با خودزیر لب گوید:گریزانم از این خانه*ولی از خود چنین پرسد:چه کس موهای طفلم راپس از من می زند شانه؟!* زنی را می شناسم من که نای رفتنش رفته*قدم هایش همه خسته*دلش در زیر پاهایش*زند فریاد:دگر بسه
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز