2777
2789
عنوان

خیانت مادر

2201 بازدید | 62 پست

من اوایل می دونستم و عذاب می کشیدم ولی تجسس زباد نمی کردم چون می دونستم به ضرر خودمه و داغون تر میشم تا اینکه ازدواج کردم و به مرور زمان شوهرم متوجه شد من انکار می کردم تا اینکه دیدم گوشی مامانمو اورده میگه نگاه کن دیدی که راست گفتم منم گوشی و ازش گرفتم و مادرمو بردم تو اتاق و باهاش رو به رو شدم دیدم سریع پیامارو پاک کرد گفت نه چیزی نبوده در حالی که خودم خونده بودم هر کار کردم زیر بار نرفت فقط سیم کارتاشو شکست ولی اونم صبح می بینم دوباره رفته گرفته ولی فرداش بهش گفتم شروع کرد به زدن خودش که اره من ۴۰ سالمه چجوری همچین تهمتایی به من میزنی و در نهایت اونی که کوتاه اومد من بودم تا بابام نفهمه اخه فشار خون داره و می دونم اگه بفهمه دق می کنه پدرم به شدت آدم مظلومیه و می دونم از پس مادرم بر نمیاد با خودم گفتم به برادرم بگم گفتم چه فایده داره حالا خیانت مادرم داره دامن منم میگیره شوهرم با مادرم ضد شده می ترسم بعدا فکر کنه منم شبیه مامانمم و از طرفیم نمی تونم خیانتشو قبول کنم ببخشید طولانی شد حالا چیکار کنم مامانمم هنوز ول نکرده و گوشیشو قایم می کنه نمیزاره کسی بهش دست بزنه 

😓😓😓

❣ دلم می خواهد یک دختر داشته باشم.❣دختری با موهای بلند مشکی و چشم های درشت خندان. اسمش را بگذارم "گیسو" و هر وقت دلم آشوب بود بنشانمش روی زانوانم و گیسهایش را ببافم تا قلبم آرام بگیرد.حالا که فکرش را میکنم دلم میخواهد "باران" هم داشته باشم. دختری لاغر و قد بلند که با صدایی مخملی برایم شعر بخواند. یک دختر تپل و مهربان با گونه های سرخ و گرد هم میخواهم. اسمش را بگذارم "آلما" و موهایش را با شامپوی سیب بشویم تا حسودی موهای طلایی خواهرش "گندم" را نکند. آدم برای دختری با موهای طلایی جز گندم چه اسمی می تواند بگذارد. معلوم است، "خورشید"! اصلا خورشید باید اولین دخترم باشد و هر صبح که چشمهایش را باز می کند ببیند خواهرش "شبنم" زودتر از او سماور را روشن کرده، "شادی" را بیدار کرده و به "نسترن" رسیده. دلم میخواهد در حیاط خانه م "ترانه" بخواند و "بهار" برقصد. "نگار"م خودش را لوس کند و من به هیچ کدام نگویم که روز تولد خواهرشان "الهه" مجذوب چشم هایش شده م. دلم چقدر دختر می خواهد. روزهایم بی "سحر"، شبهایم بی "مهتاب"، آسمانم بی "ستاره" و زندگی بدون "افسانه" ممکن نیست. تازه یک "ساقی" هم میخواهم تا سرم را گرم کند و "همدم" تا درد دل هایم را برایش بگویم. "رویا" می خواهم تا انگیزه زندگیم باشد و "آرزو" که دلیل نفس کشیدنم. دلم میخواهد یک دختر داشته باشم. دختری که خودم را توی چشمهایش و آرزوهایم را روی پیشانیش ببینم. هیچ اسمی توصیفش نکند. همه چیز باشد و هیچ نباشد. از هر قیدی آزاد باشد و در هیچ ظرفی جا نشود. رهای رها باشد! آری، انگار دلم می خواهد دخترم "رها" باشد..

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

عزيزم برو پيش مشاوره ببين چه راه حلي ميذاره جلوت؟

پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند،اما حقیقت آن است که زمان مارا با خود برده است و شهدا مانده اند((شهید آوینی))

چند سالشه مامانت 

ان شاءالله سر به راه بشه

برای خودم و زندگیم دعاهای خوب کنین که منو و شوهرم طلاق نگیریم و خوشبخت بشیم ان شاءالله 😔🙏🏻 دعا برای مادرم سر به راهیش و عاقل بشه 😔 خواهر خوشبخت بشه، 😔کم اوردم  از طرف شوهرم خیانتش هیز بودنش ،خیلی محتاجم به دعاهای قشنگتون😘ایشالله برای خوشبختیم دعا کردی صد برابر خوبش بهت برگرده آمین..کاربری چهارمهههه🥴😪🤦🏻‍♀️

مشاوررررررر؛رررر

من یه دُخــ💛ـتــرقوی اَم! دَرحالِ مبارزه با «افــسـردگـے!! » خدایا! ممنونم ڪہ هوامو داری!❤☺ میدونم قلب مهربونی داری... میشه از ته همون قلب مهربونت برام دعا کنی که به خواستم برسم؟💚🙂
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز