من اوایل می دونستم و عذاب می کشیدم ولی تجسس زباد نمی کردم چون می دونستم به ضرر خودمه و داغون تر میشم تا اینکه ازدواج کردم و به مرور زمان شوهرم متوجه شد من انکار می کردم تا اینکه دیدم گوشی مامانمو اورده میگه نگاه کن دیدی که راست گفتم منم گوشی و ازش گرفتم و مادرمو بردم تو اتاق و باهاش رو به رو شدم دیدم سریع پیامارو پاک کرد گفت نه چیزی نبوده در حالی که خودم خونده بودم هر کار کردم زیر بار نرفت فقط سیم کارتاشو شکست ولی اونم صبح می بینم دوباره رفته گرفته ولی فرداش بهش گفتم شروع کرد به زدن خودش که اره من ۴۰ سالمه چجوری همچین تهمتایی به من میزنی و در نهایت اونی که کوتاه اومد من بودم تا بابام نفهمه اخه فشار خون داره و می دونم اگه بفهمه دق می کنه پدرم به شدت آدم مظلومیه و می دونم از پس مادرم بر نمیاد با خودم گفتم به برادرم بگم گفتم چه فایده داره حالا خیانت مادرم داره دامن منم میگیره شوهرم با مادرم ضد شده می ترسم بعدا فکر کنه منم شبیه مامانمم و از طرفیم نمی تونم خیانتشو قبول کنم ببخشید طولانی شد حالا چیکار کنم مامانمم هنوز ول نکرده و گوشیشو قایم می کنه نمیزاره کسی بهش دست بزنه
میگه شوهرش بی اجازه گوشی مادر زنش که جای مادرشه برداشته گوشی شخصی
عه؟؟؟ حال نداشتم بخونم بخاطر عنوانش هنگ کردم
❣ دلم می خواهد یک دختر داشته باشم.❣دختری با موهای بلند مشکی و چشم های درشت خندان. اسمش را بگذارم "گیسو" و هر وقت دلم آشوب بود بنشانمش روی زانوانم و گیسهایش را ببافم تا قلبم آرام بگیرد.حالا که فکرش را میکنم دلم میخواهد "باران" هم داشته باشم. دختری لاغر و قد بلند که با صدایی مخملی برایم شعر بخواند. یک دختر تپل و مهربان با گونه های سرخ و گرد هم میخواهم. اسمش را بگذارم "آلما" و موهایش را با شامپوی سیب بشویم تا حسودی موهای طلایی خواهرش "گندم" را نکند. آدم برای دختری با موهای طلایی جز گندم چه اسمی می تواند بگذارد. معلوم است، "خورشید"! اصلا خورشید باید اولین دخترم باشد و هر صبح که چشمهایش را باز می کند ببیند خواهرش "شبنم" زودتر از او سماور را روشن کرده، "شادی" را بیدار کرده و به "نسترن" رسیده. دلم میخواهد در حیاط خانه م "ترانه" بخواند و "بهار" برقصد. "نگار"م خودش را لوس کند و من به هیچ کدام نگویم که روز تولد خواهرشان "الهه" مجذوب چشم هایش شده م. دلم چقدر دختر می خواهد. روزهایم بی "سحر"، شبهایم بی "مهتاب"، آسمانم بی "ستاره" و زندگی بدون "افسانه" ممکن نیست. تازه یک "ساقی" هم میخواهم تا سرم را گرم کند و "همدم" تا درد دل هایم را برایش بگویم. "رویا" می خواهم تا انگیزه زندگیم باشد و "آرزو" که دلیل نفس کشیدنم. دلم میخواهد یک دختر داشته باشم. دختری که خودم را توی چشمهایش و آرزوهایم را روی پیشانیش ببینم. هیچ اسمی توصیفش نکند. همه چیز باشد و هیچ نباشد. از هر قیدی آزاد باشد و در هیچ ظرفی جا نشود. رهای رها باشد! آری، انگار دلم می خواهد دخترم "رها" باشد..
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
برای در امان ماندن از نیش مار باید از مار حتما دور ماند
اگر تمامت را به خلق نشان بدهی تا آخر عمر چک سفید امضا خواهی کشیدو اگرخودت را نشناسے ،تا ابَد طعم تنهایے را خواهے چشید،و اگر قانون خودت را نداشتہ باشے بَردگے مدرن را تجربه خواهے کرد.به هیچکس جز خودت وابسته مباش. ،هَرماندنے خوب نیست ،گاهے بایَد مسیر را تغییر داد ، رهایے زیباست بشرطے که با درایت باشد😍من یه قانون جذبی م😍 مانند یک کتاب باش، جذاب و کم حجم و پرمحتوا😍😘خوبان همه در پیش تو جمعن😍😍کافیست کمی سر برگردانی😉😊خدای من بهترین😍😍😍و مطمئنم بهترین ها نصیبم میشه😘😍😍خدا جانم من را جوری بمیران که بعد از آن قلبم در قلب دیگری بتپد😍خدایا کسی را سر راهم قرار بده که در چشمانش تو را ببینم نه شیطان 😍یک روز یکنفر میاید که با آمدنش تمام غمهایت از یادت میرود😍 خدایا میدانم که انسان خوبی نیستم ولی کمکم کن کمتر گناه کنم♥اگر از آدمهای بد دور نشوے به مرور میشوے شبیه یکی از همان ها💞💞.. اگر به غیر ازخدا به شخص غیر از او امیدوارشوی خدا از همان شخص تورا نا امید میکند. 💗💗💗خدای من بهترین هرچی ازش ازته دل خواستم و براورده کرد اما دیر❤❤❤
در کل پیگیری نکن غرور داداشت و بابات می شکنه تو این سن طلاق و طلاق کشی می شه ففط به شوهرت بگو که نمی خوام زندگیشون بهم بخوره خودت اگر دیدی شوهرت بهت شک داره گوشیت رو بدون رمز بزار وهمش بزارش جایی که بتونه نگاش کنه
بنظرم كارى نداشته باش به برادرتم نگو اين موضوع به مادرت و پدرت مربوطه تو الان زندگيه خودتو دارى من واقعا موندم به شوهرت چه مربوطه ميره گوشى مامانتو چك مى كنه تو روخدا انقدر به اين مردا رو ندين اگه شوهرتم ازت پرسيد بگو با مادرم حرف زدم بعد يه دليل قانع كننده بيار ديگم اجازه نده به گوشى مادرت دست بزنه