بخدا ديگ طاقتم تموم شده امروز رفتم خونه ي مادر شوهرم چون قبلا با مادرم دعوا كرده بودن مامانم وقتي اومدم خونشون اصلا نه منو ادم حساب كرد نه بچمو يعني چي اخه
مادرته هرکاری کنه توو چیزی نگوو منم مادرم هزاران هزار بار منو توو جمع کوچیک کرده من اوایل جوا ...
جاي من نيستي بدوني ميگه حق نداري بري خونه ي مادر شوهرت بهم توهين كرده بابا من مادرم مادر ي پسر نميتونم ي مادر پسر رو از من جدا كه فردا پس فردا عروسم همون كارو براي من بكنه